دانشمند در سال 204 هجرى اتفاق افتاده و كتاب فتوح سيف نيز بيش از نيم قرن پيش از آن تاريخ تأليف شده است ، اين اطلاعات اين حق را به ما مىدهد كه بگوئيم : ابنكلبى خبر مزبور را از سيف گرفته و آن را مختصر ساخته است .
با همهء اين احوال ما زيد بن صفوان را از ساختههاى سيف به حساب نمىآوريم ، زيرا به كتاب « جمهرهء » ابنكلبى دست نيافتيم تا چنين برداشت و نقل خبر او را قاطعانه تأكيد كنيم .
اما گفتنى است كه همين شخص واحد - زيد بن صفوان - در كتابهاى تراجم رجال در سه شخصيت چهره نموده است به اين ترتيب :
1 - عبدالله بن زيد بن صفوان كه در « اسد الغابه » ، و « تجريد » و « اصابه » ؛ و ذيل ابوموسى به همين نام آمده است .
2 - عبدالله بن حارث بن زيد بن صفوان ، كه در « استيعاب » ، و « اسد الغابه » ، و « تجريد » ، و ذيل ابوموسى به همين نام معرفى شده است .
3 - در « اصابهء » ابنحجر ، عبدالله بن حارث به عنوان دو شخصيت ، و در دو جا معرفى شده است .
شايد منشأ تعدد تسميهء نمايندهاى كه به خدمت رسول خدا رسيده است به عبدالله بن حارث ، در اصل تحريفى باشد كه براى اولين بار در « استيعاب » صورت گرفته ، و در نتيجه ابوموسى را به اشتباه انداخته و در ذيل خود يك بار براى « عبدالله بن حارث بن زيد » ، و بار ديگر براى « عبدالله بن زيد » شرح حال نوشته است ، و دانشمندان پس از او نيز از او پيروى كردهاند .
ابنحجر هم علاوه بر اين اشتباه ، اشتباهى ديگرى نيز مرتكب شده ، و براى « عبدالله بن حارث بن زيد » دو بار و در دو جاى كتاب خود شرح حال نوشته و بدينسان يك شخصيت خيالى ، در سه چهره جلوه كرده است ! .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨٣