« اقرع » تنها يك حديث او را از قول سيف آوردهاند .
ما از اين ضحاك در هيچ يك از منابع و مصادر معتبر اسلامى اثرى نديديم ، مگر كتابهاى « ميزان الاعتدال » ، و « لسان الميزان » را كه در شرح حال ضحاك از قول « ازدى » مىنويسد :
حديثش درست نيست .
سخن ازدى چنين مىنمايد كه او غافل از اين بوده كه همهء اين آتشها از گور سيف برخاسته كه چنين حديث دروغى را بر زبان بيچاره ( ضحاك ) نهاده است ، و الا بر فرض وجود شخصى به نام « ضحاك بن يربوع » او را در اين مورد گناهى نبوده است .
اما وجود راويئى به نام ضحاك ، چون ما در منابع معتبر كه به معرفى راويان پرداختهاند ، به چنين نامى برنخوردهايم ، او را از جمله راويان ساختگى سيف به حساب آورديم .
دستآور سيف از افسانهء ابو بصيره
1 - خلق صحابئى از انصار كه او را در جنگ يمامه شركت داده است .
2 - سرشكستى براى يمانيان قحطانى ، كه آنقدر بىعرضه هستند كه از عهدهء يك فرد عدنانى كه از ترس خود را به مردن زده بود برنمىآيند ، زيرا با وجودى كه اغلب در چنگالشان اسير بود ، از فرط بىعرضگى از دستشان مىگريزد .
3 - نشان دادن ناتوانى ابو بصيرهء قحطانى را با تكرار سخنش كه « من ابو بصيره هستم » و پاسخ آن عدنانى كه « دويدن برادر كافرت را چگونه مىبينى ! ! » .
4 - خلق و آفرينش راويانى به نامهاى ( ضحاك ، پسر يربوع ، از پدرش يربوع ) .