شده ، يا اينكه او را دو نفر به حساب آورده است !
به عبارت ديگرف او فراموش كرده كه اين حاجب را حدود ده سال پيش از اين در جنگ يمامه از پاى درآورده ، يا اينكه نه ، او دو نفر را همنام خلق كرده ، يكى « حاجب بن زيد » كه او را در نبرد يمامه به كشتن داده ، و ديگرى « حاجب بن زيد » كه در جنگ قادسيه به خاك و خونش كشيده است ؟ !
در هر حال ، چه سيف از خاطر برده باشد و يا نه ، براى ما فرقى نمىكند ، زيرا ما از اين حاجب بن زيد به جز نزد سيف بن عمر ، و دانشمندان ناشر احاديث و روايات او ، در هيچ يك از منابع و مصادر تاريخى و ادب ، و انساب و حديث ، اثرى نديدهايم . و از اين رواست كه او را جمله مخلوقات خيالات سيف به حساب آوردهايم .
ضمناً داستان را كه سيف براى اين حاجب ساخته است همان چيزى است كه مىخواهد تا يمانيان قحطانى به آن موصوف باشند ، زيرا از ديدگاه سيف ميداندارىها ، و پيروزىها ، و سالم از معركه جستنها ، و ديگر افتخارات ، و بس ، و هيچ يمانى قحطانى را نمىرسد كه در خور كمترين افتخارى از اين قبيل پيروزى باشد . مگر اينكه در ركاب سران مضر به خاك و خون خود درغلطند ، و اين لياقت را بيابند كه جزء شهدا در ركاب ايشان به حساب آيند ! !
اما نسبى را كه سيف براى همين حاجب ساخته است « بنى اشهل » مىباشد ، و « بنى اشهل » و « جشم » پسران حارث بن خَزرَج از اوس ، و ازِدشَنَوءَ يعنى افرادى از قبايل ( ازد ) كه در شنوء ساكن بودهاند ، هستند كه تيرهاى است از « ازد » كه به اعتبار محل سكونت آنها « شنوء » كه از نواحى يمن است ، به آنجا منسوب شدهاند ، و هر سه تيره از يمانيان قحطانى مىباشند .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٧٢