ابن اثير در كتاب « اسد الغابه » ، و ذهبى در « تجريد » خود ، در نقل اين مطالب از ابن عبدالبر پيروى كردهاند .
و نيز همچنانكه گذشت ، بنا به گفتهء ابن حجر در « اصابه » ، « ابن مسكويه » نيز همينها را در مورد سِماكهاى سهگانه گفته است .
اين ماكولا در كتاب « اكمال » خود مىنويسد :
سيف بن عمر آورده است كه مساك بن خرشهء انصارى غير ابودجانه ، و سماك بن مخرمهء اسدى ، و سماك بن عبيد عبسى ؛ به خدمت عمر رسيدهاند . و آنان نخستين سرداران عربى هستند كه با ديليمان جنگيدهاند .
طبرى نيز رواياتى را كه گذشت از قول سيف در تاريخ خود آورده ، و ابن اثير ، و ابن كثير ، و ابن خلدون ، و ديگر تاريخنويسان پيرو ، و دنباله روايشان نيز همان مطالب سيف را از طبرى ، در تاريخهاى خود نقل كردهاند .
وجود همين روايات است كه ابن فتحون را دستخوش اشتباه كرده ، و چنين گمان برده است كه سماكى كه در جنگ صفين و در كنار امام عليه السلام جنگيده است همان سماك سيف آفريده مىباشد ، در صورتى كه معلوم داشتيم سماكى كه در جنگ صفين حضور يافته است « جعفى » بوده ، و از گروه انصار به حساب نمىآمده است .
تغيير سالهاى حوادث تاريخى ، و تحريف وقايع و رويدادها ، خلق و آفرينش نقشآفرينان ، تنظيم و پرداختن قصهها و افسانهها و جايگزين ساختن آنها در ريدادهاى مهم و سرنوشتساز تاريخ اسلام ، همه و همه از ويژگىهاى سيف و احاديث و روايات او است ، تا تشويش و سردرگمى مسلمانان را فراهم سازد ، و آنها را از دستيابى به حقايق تاريخى منحرف نمايد . كه بايد گفت متأسفانه سيف در اين راه به خواستهء خود رسيده ، و بيش از دوازده قرن است كه تمام بافتهها و ساختههايش در مصادر معتبر اسلامى را يافته ، و تا به امروز توانسته است كه محققين و پژوهشگران جهان اسلام را دچار تحير و سردرگمى نمايد .
گروهى از صحابيان همنام سيف
در اين بحث ، ما شرح حال دو تن از اصحاب ساختگى سيف را كه نامشان را