هذيم » نيز پشت پا به اسلام زده مرتد شدند .
پس از ارتداد اينان ، ابوبكر نامهاى به ( امرؤالقيس ) كه پدر بزرگ « سكينه » دختر امام حسين ( ع ) بود نوشت و به او فرمان داد تا به مقابلهء وديعه و يارانش برخاسته ، آشوب و سركشى ايشان را فرونشاند .
و طى نامهء ديگر ، عمرو بن حكم قضاعى ، معاويهء عذرى را فرمان داد تا به يارى يكديگر غائله « زميل » و همراهانش را فرونشانند .
چون اسامة بن زيد ، بنا به فرمان خليفه در بازگشت از نبرد شام ، به مركز قبايل قضاعه رسيد ، گردانهاى سوار خود را در قبايل مختلف متفرق و به آنها فرمان داد تا ثابتقدمان به اسلام را به جنگ و نبرد عليه مرتدهاى قبيله بسيج و يارى دهند .
بر اثر اين اقدام اسامه ، مرتدهاى تيرههاى مختلف قضاعه از خانوادهء خود متوارى و همگى در ( دومة الجندل ) جمع شده به يارى « ودعيهء كلبى » برخاستند و كارشان بالا گرفت .
سواران اسامه از مأموريت محوله بازگشتند ، و اسامه به همراهى ايشان بىخبر و ناگاه بر محل تجمعشان « حمقتين » حمله برد ، و در تيرههاى مختلف قضاعه چون « بنى ضبيب » از قبيلهء « جذام » ، و « خليل » از قبيلهء « بنى لخم » ، و ديگر ياران ايشان تاختن آورد ، و آنان را بىامام از دم تيغ گذرانيد . و گروه مرتدها را تا منطقه آبل تعقيب ، و منطقهء مزبور را از لوث وجود ايشان پاك ، و پيروزمندانه با غنائم بسيار بازگشت .
با استفاده از همين يك خبر سيف ، علماء و دانشمندان پيرو مكتب خلفاء ، وجود دو كارگزار صحابى را براى رسول خدا كشف كردهاند . از آن جمله ابوعمر ، ابن عبدالبر در كتاب « استيعاب » خود مىنويسد :
عمرو بن حكم قضاعى قينى ، صحابئى است كه رسول خدا او را به سمت عامل و كارگزار خويش در قبيلهء ( قين ) تعيين فرموده است . من - ابن عبدالبر - بيش از اين چيزى دربارهء او نمىدانم .
در آن هنگام كه بعضى از كارگزاران رسول خدا در قبايل قضاعه مرتد شدند ، عمرو بن حكم ، و امرؤالقيس بن اصبغ ، از جمله كارگزارانى بودند كه بر اسلامشان ثابت قدم باقى مانده مرتد نشدند . [ پايان سخن ابن عبدالبر ] .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٩٦