تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
اشتباه است ، و درست آن بايد ( بدر بن خليل ) باشد ، كه يكى از راويان مخلوق سيف بوده ، بسيارى از افسانه‌ها و دروغ‌هاى خود را ززبان او روايت كرده است . و چنان‌چه اشتباهى نشده و همان ( بدر بن حارث ) درست باشد ، نام او را بايد در رديف نام ديگر راويان خيالى و مخلوق سيف به ثبت رسانيد .

تحقيقى در داستان قحيف

در زمان سيف بن عمر ، در يمن شاعرى بلند آوازه به نام قحيف وجود داشته ، و ابن اثير در كتاب تاريخ خود به نام « كامل » ، ضمن حوادث سال 124 هجرى به مناسبتى از او نام برده است . ما ندانستيم كه آيا سيف اين قحيف مخلوق خود را همنام با قحيف شاعر يمانى آفرديده است ، يعنى همان كارى را كه با نام ( حزيمة بن ثابت ، سماك بن خرشه ، و جرير بن عبدالله ) نموده ، يا اين‌كه همين طور و ارتجالًا چنين نامى به خاطرش رسيده و صحابى مخلوق خود را به اين نام ناميده و افسانه‌اش را ساخته است . موضوع هر چه كه باشد فرق نمىكند ، و ما مخصوصاً به اين موضوع اشاره كرديم تا مبادا كسى با مراجعه به تاريخ ابن اثير چنين پندارد كه مگر مخلوق خيالات سيف به راستى در تاريخ وجود داشته است . اما آن‌چه را كه سيف در مورد سفارت و رسالت ضرار بن ازور از جانب رسول خدا نزد عوف وركانى و قضاعى بن عمرو آورده و اين‌كه اين دو نماينده را حضرتش مأمور جنگ با اسود كرده و ايشان در كشتن و ترور اسود توطئه كرده‌اند ، همه و همه ، ساختگى و دروغ است ، و ما حقيقت موضوع را در فصلى جداگانه در قسمت افسانه‌ها و خرافات سيف ، در جلد دوم كتاب « عبدالله بن سبا » كاملًا شرح داده‌ايم .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 192 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا