نام قضاعى بن عمرو ، در اصابهء ابن حجر چنين آمده است :
رسول خدا به هنگام بازگشت از حجة الوداع ، « سنان بن ابى سنان ، و قضاعى بن عمرو » را بر طايفهء بنى اسد مأموريت داد .
در « تاريخ طبرى » ، و نيز « اصابهء » ابن حجر دربارهء محل مأموريت قضاعى چنين مىخوانيم :
قضاعى بن عمرو ، عامل و كارگزار رسول خدا بر بنى حرث بوده است .
كه به نظر مىآيد منظور سيف از بنى حرث ، بنى حارث نوادهء دودان بن اسد باشد .
در تاريخ طبرى از قول سيف بن عمر آمده است كه :
طليحه در حيات رسول خدا مرتد شد ، و ادعاى پيغمبرى كرد ، رسول خدا ضرار بن ازور را به رسالت نزد ( سنان بن ابى سنان ، و قضاعى بن عمرو ) كه عامل آن حضرت در بنى اسد بودند اعزام فرمود ، و آنان را به جنگ با طليحه فرمان داد . . . [ تا آنجا كه مىنويسد : ]
ضرار ، و قضاعى ، و سنان ، و ديگر كارمندان و مأموران آن حضرت در بنى اسد كه هر كدام وظيفهاى بر عهده داشتند ، همگى از ترس طليحه به مدينه و نزد ابوبكر گريختند . و ماجرا را به ابوبكر گزارش كردند . ديگر ياران و همكاران ايشان نيز از ترس طليحه هر كدام به سوئى متوارى شدند .
طبرى در جاى ديگر از كتاب تاريخ خود ضمن شرح رويدادهاى جنگ جلولا در سال شانزدهم از هجرت ، از قول سيف مىنويسد :
و سعد بن ابى وقاص ، خمس غنائم جنگى را به همراهى قضاعى به مدينه نزد خليفه عمر فرستاد .
داستان قضاعى بن عمرو در اخبار و روايات سيف همينها بود كه آوريم .
بررسى سند و راويان افسانهء قضاعى
سيف در داستان قضاعى اين اسامى را به عنوان آورده است :
1 - سعيد بن عبيد .