تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
نام قضاعى بن عمرو ، در اصابهء ابن حجر چنين آمده است : رسول خدا به هنگام بازگشت از حجة الوداع ، « سنان بن ابى سنان ، و قضاعى بن عمرو » را بر طايفهء بنى اسد مأموريت داد . در « تاريخ طبرى » ، و نيز « اصابهء » ابن حجر دربارهء محل مأموريت قضاعى چنين مىخوانيم : قضاعى بن عمرو ، عامل و كارگزار رسول خدا بر بنى حرث بوده است . كه به نظر مىآيد منظور سيف از بنى حرث ، بنى حارث نوادهء دودان بن اسد باشد . در تاريخ طبرى از قول سيف بن عمر آمده است كه : طليحه در حيات رسول خدا مرتد شد ، و ادعاى پيغمبرى كرد ، رسول خدا ضرار بن ازور را به رسالت نزد ( سنان بن ابى سنان ، و قضاعى بن عمرو ) كه عامل آن حضرت در بنى اسد بودند اعزام فرمود ، و آنان را به جنگ با طليحه فرمان داد . . . [ تا آن‌جا كه مىنويسد : ] ضرار ، و قضاعى ، و سنان ، و ديگر كارمندان و مأموران آن حضرت در بنى اسد كه هر كدام وظيفه‌اى بر عهده داشتند ، همگى از ترس طليحه به مدينه و نزد ابوبكر گريختند . و ماجرا را به ابوبكر گزارش كردند . ديگر ياران و همكاران ايشان نيز از ترس طليحه هر كدام به سوئى متوارى شدند . طبرى در جاى ديگر از كتاب تاريخ خود ضمن شرح رويدادهاى جنگ جلولا در سال شانزدهم از هجرت ، از قول سيف مىنويسد : و سعد بن ابى وقاص ، خمس غنائم جنگى را به همراهى قضاعى به مدينه نزد خليفه عمر فرستاد . داستان قضاعى بن عمرو در اخبار و روايات سيف همين‌ها بود كه آوريم .

بررسى سند و راويان افسانهء قضاعى

سيف در داستان قضاعى اين اسامى را به عنوان آورده است : 1 - سعيد بن عبيد .