عويف ورقانى
سپس ابن حجر ، زير شمارهء 6113 به شرح حال عويف ورقانى پرداخته چنين مىنويسد :
سيف در اخبار ارتداد از او نام برده و گفته است كه چون خبر قيام و شورش طليحه مدعى پيامبرى به رسول خدا رسيد ، حضرتش ( عويف ورقانى ) را مأمور جنگ ، و دفع غائلهء او فرموده است ( ز ) .
عوف ورقانى
ذهبى در كتاب « تجريد » خود دربارهء صحابئى به نام عوف ورقانى چنين مىنويسد :
چون كار طليحهء اسدى مدعى پيامبرى بالا گرفت ، رسول خدا سپاهى به سرپرستى ( عوف ورقانى ) براى دفع غائلهء او بسيج فرموده است .
مى بينيم كه شرح حال سهگانه را كه دانشمندان پيرو مكتب خلفا نوشتهاند ، همه از بركت وجود يك روايت ساختگى سيف مايه گرفتهاند ، به اين ترتيب كه نام ( عوف ) در پارهاى نسخ به ( عويف ) ، و شهرت او از ( زرقانى ، به ورقانى ، و بار ديگر به وركانى ) تغيير يافته و بدينسان يك شخصيت خيالى و سيف آفريده ، در سه چهره و صحابى بارى رسول خدا مجسم شده است ! !
آرى اينها همه از بركت وجود روايتهاى سيف مايه گرفته ، و وسيلهء قلم دانشمندان پيرو مكتب خلفا پا گرفته و در كتابها تثبيت شدهاند ! !
داستانى از قضاعى بن عمرو
در روايت سيف كه در تاريخ طبرى آمده است ، قضاعى بن عمرو ، دلى معرفى شده ، و اين شهرت ( دئلى ) به تيرههاى مختلفى از عرب اطلاق مىشود ، و ما ندانستيم كه سيف از ( دئلى ) نظر به كدام يك از تيرههاى عرب داشته است .