تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
سيف مىگويد كه پس از آن خالد بن وليد كارگزاران خود را تعيين ، و نيروى زرهى خود را در نقاط تسخير شده مستقر ساخت . از جملهء عمال و كارگزاران ، يكى « جرير بن عبدالله حميرى » بود كه به نمايندگى خالد مأمور بانقيا و بسما گرديد . طبرى در روايت ديگر از قول سيف مىنويسد : كارگزاران خالد ، رسيد دريافت خراج را به خراج‌دهندگان كه به يك شكل چنين نوشته‌اند : بسم الله الرحمن الرحيم اين برگه به منزلهء رسيد است كه براى كسانى كه اين مبلغ ، و يا اين مقدار جزيه را كه خالد مبناى صلح خود با ايشان نهاده بود پرداخته‌اند . خالد ، و همه مسلمانان با هر كس كه مقررات صلح خالد را داير به قبول پرداخت جزيه تغيير دهد به سختى مقابله خواهند نمود . بر اين اساس امانى كه به شما داده شده ، و صلحى كه با شما بسته شده است همچنان به قوت خود باقى است ، و ما نيز بر مقررات آن پايبند و وفادار خواهيم بود . زيرِ اين رسيد را تنى از اصحابه كه خالد بر مقررات صلح شاهد و گواه‌شان گرفته بود ، چون ( هشام ، و جابر بن طارق ، جرير بن عبدالله و . . . ) به عنوان گواه امضاء نموده‌اند . طبرى در روايت ديگر از قول سيف مىگويد : پس از اين‌كه سراسر منطقه ما بين فلاليج تا پائين‌ترين و دورترين شهرهاى آن ، خالد را مسلم گشت ، و اهالى آن‌جا سر بر خط فرمان او نهادند ، ادارهء امور منطقهء حيره را بر عهدهء « جرير بن عبدالله حميرى » و . . . نهاد .

جرير در نبرد مصيخ

طبرى ضمن داستان نبرد مصيخ مىگويد : در آن حملهء غافل‌گيركننده ، « عبدالعزى بن ابى رهم نمرى » برادر « اوس بن مناة » كه در سپاه دشمن ، و اسلام آورده بود و تأييديه‌اى هم از ابوبكر داير به اسلامش ، و تغيير نام او به عبدالله به همراه داشت ، در گيرودار آن نبرد برق‌آسا