دادند تا بالاخره به جنگ جمل منتهى گرديد ، چون ايشان همگى از قبيلهء نزار و مضر بودند ، سيف كوشيده است تا دامان آنها را از لوث آن اقدامات پاك سازد . پس با ساختن افسانهء شگفت انگيز عبد الله بن سبأ ، همهء آن فتنه ها و آشوب ها و كارهاى ناشايست را به ابن سبأ و سبائيان نسبت داده است . ابن سبائى كه به موجب طرحى كه سيف ريخته ، يهودى است و از يمن برخاسته فتنه ها و آشوب ها در شهرهاى مسلمانان به راه انداخته است . سيف عبد الله را سبائى ، و پيروانش را سبائيان مىنامد تا با منسوب ساختن اين جماعت خيالى به يمن ، ثابت كند يمنى ها فتنه انگيزترين مردم روى زمين مىباشند . و به اين ترتيب زشت كارى هاى عاملين اصلى آن وقايع را كه همگى از قبيلهء نزار و مضر مىباشند زير چنين سرپوش مسخره ان پنهان كند .
اما آنهايى را كه به غير از مضريان در چنان حوادثى دست داشته اند مانند عمار ياسر ، و ابن عديس ، و اشتر و ديگران كه همگى قحطانى اند ، سيف نه تنها ايشان را تبرئه نمىكند بلكه دخالت آنان را در آن وقايع محكم تر ساخته آنها را متهم به پيروى و هم فكرى و هم كارى با عبد الله بن سبأ قهرمان افسانهء خود مىنمايد . آرى رسوايى هاى سران قبيلهء مضر را سيف چنين علاج مىكند .
6 - ضعيف فداى قوى
اما اتفاقاتى كه بين يكى از سران قبيلهء مضر و فردى عادى از همان قبيله رخ داده باشد ، سيف فرد سادهء مضرى را فداى مجد و عظمت قبيله مىسازد ، مجد و عظمتى كه سيف در مقام اشاعه و تبليغ آن است بزرگى ها و مفاخر خداوندان زر و زور ، و قهرمانان و پهلوانان به نام ، و فرماندهان پيروزمند قبيلهء مضر مىباشد ، كه از هيچ گونه اقدام و فداكارى در اين راه فروگذار نمىكند . براى نمونه كوبيدن و بد نام ساختن خالد بن سعيد اموى مضرى است هنگامى كه در بيعت با خليفهء اول ابو بكر به مخالفت برخاست ، و يا تهمت هاى نا روايى كه به مالك بن نويره زده است تا موقعيت و حيثيت خالد بن وليد قهرمان نزارى محفوظ نماند .