تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

« مقدمهء بيست وپنجم - در مبادى جواهر مركبه »

مقدمهء بيست وپنجم در اينكه مبادى جوهر مركب مشخص ، مادة وصورت است « 1 » ونيازمند به فاعل است « 2 » يعنى محركى كه موضوع را بحركت در آورد تا اينكه آن را مهياى قبول صورت كند وآن عبارت از محرك قريبى است كه مادة را براي تشخّص آماده مىكند ، پس از اين رو لازم است هم حركت وهم محرك وهم متحرك مورد توجه واقع شود ودر بيان هر يك أزين موارد آنچه لازم است گفته شود . وعبارت صريح أرسطو اين است كه مادة ذات خود را بحركت درنمىآورد واين مقدمهء عظيمى است كه خود موجب بحث از وجود محرك أول است ، خدا داناتر است . شرح : هر چيزى كه قابل چيزى ديگر ومادهء آن بود ممكن نيست كه فاعل آن هم باشد . بيان آن بدين شرح است كه نسبت أشياء به فاعل ، بالوجوب است همانطور كه در مقدمات گذشته بيان كرديم كه وجود معلول در هنگام وجود علت واجب است ونسبت آن بقابل ، بالامكان است نه بالوجوب وخصوصا در صور واعراض عنصريه زيرا قابل چيزى نيست بجز امرى كه وجود چيزى را پذيرفته به كمال وجودي آن چيز منتهى
هامش
( 1 ) - يعنى مبادى أجسام مادة وصورت است كه تركيب أجسام از آنهاست . در متن چاپ استانبول آمده است ان مبادى الجوهر المركب الشخصي - يعنى مبادى مركب شخصي يعنى هر جوهر مركب مشخص مركب از مادة وصورت است . در متن چاپ مصر المشخصى بصورت مثنى آمده است يعنى مبادى جوهر مادي مركب ، مبادى كه مشخص‌كننده‌اند مادة وصورت است . ( 2 ) - يعنى جوهر مركب از مادة وصورت نياز بفاعل دارد در اين تركيب .