تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
3 - گروهى از حشويه ، كراميه ، ابن فورك ، باقلانى ، برغوث و سدى . ابن حزم در ابتداى جلد چهارم از كتاب الفصل فى الملل و الاهواء و النحل مىگويد : مردم اختلاف دارند كه آيا پيامبران معصيت مىكنند يا نه ؟ گروهى عقيده دارند كه پيامبران خدا در تمام گناهان كبيره و صغيره ، معصيت خدا مىكنند مگر دروغ در تبليغ . اين عقيدهء كراميه از مرجئه و ابو طيب باقلانى اشعرى مذهب و پيروان او و عقيده يهود و نصارا است . از كسى شنيدم كه حكايت مىكرد : بعضى از كراميه كذب در تبليغ را هم براى پيامبران جايز مىدانند . امّا در مورد اين باقلانى ، در كتاب يارش ، ابو جعفر سمنانى قاضى موصل ديديم كه مىگفت هر گناهى كوچك و بزرگ براى پيامبران جايز است مگر كذب در تبليغ . گفت : و جايز است كه كفر پيشه كنند . و گفت : اگر پيامبر از چيزى نهى كرد ، سپس خودش آن را انجام داد ، دلالت نمىكند كه آن نهى ، نسخ شده است . چرا كه ممكن است آن را در عصيان خداوند متعال انجام دهد . گفت : اصحاب پيامبر حق اعتراض بر او را ندارند . وى جايز دانسته كه در ميان امت محمد ( ص ) از اوّل بعثت تا زمان رحلت ، كسى افضل از محمد ( ص ) باشد . ابن ابى الحديد گويد : گروهى از خوارج گفته‌اند : جايز است كه خداوند پيامبرى مبعوث دارد كه پيش از نبوّت كافر بوده است . اين عقيده ابن فورك از اشاعره هم هست ليكن گمان كرده كه اين امر جايز ، واقع نشده است . گروهى از حشويه گفته‌اند : محمد ( ص ) پيش از بعثت كافر بود . بر اين گفتهء خود به آيه * ( « وَوَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى » ) * ( 1 ) استدلال كرده‌اند . بر غوث متكلم كه يكى از نجاديه است ، گفته : پيامبر ( ص ) پيش از بعثت به خداى متعال ايمان نداشت ، زيرا خداوند به او گفت : * ( « ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الإِيمانُ » ) * ( 2 ) از سدى درباره آيهء * ( « وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ » ) * ( 3 ) روايت شده كه گفت : وزر او ، شرك است . زيرا چهل سال بر دين قوم خود بود .
هامش
( 1 ) . ضحى / 7 . ( 2 ) . شورى / 52 . ( 3 ) . انشراح / 3 - 2 .