مىكنند . شيخ امام قاضى ابو الفضل موسى بن عياض يحصيبى مغربى در كتاب الشفا بتعريف حقوق المصطفى گفته است كه اين از مفتريات ملحدان و بى اساس است . وى در اين باره بسيار مبالغه كرده است .
من مىگويم :
آگاه باش ! آنچه كه در نقل اجماع و اقوال بيان كرد ، از مواقف و شرح آن است كه عينا آورده است ليكن بعضى از كلمات آن را چنان كه در اين بخش بيان خواهيم كرد ، چون به ضررش بوده ، حذف كرده است . در حقيقت بحث ما با صاحب مواقف و شارح آن است .
ما چند امر را بر آنان وارد مىدانيم :
اوّل - آنچه گمان كردهاند در مورد اجماع اهل ملل بر عصمت پيامبران از تعمّد كذب در آنچه كه معجزه قطعى بر صدق آنان دلالت كرده مثل دعوى رسالت . . . از چند جهت اشتباه آشكار است :
1 - اجماع مذكور ، ممنوع است . زيرا ابن حزم از بعضى از كراميه نقل كرده كه آنان كذب پيامبران را در تبليغ جايز مىدانند . اين را در كلام آتى وى - ان شاء الله تعالى - خواهيد ديد .
2 - اگر منظورشان از كذب در ادعاى رسالت ، كذب در ادعاى آن در حين رسالت باشد ، اين نامعقول است . زيرا پس از فرض رسالت ، كذب در آن متصور نيست تا از آن ، معصوم باشند و اگر منظورشان كذب در دعوى رسالت پيش از رسالت است ، اين هم نادرست است . زيرا معجزهء لاحق ، بر عصمت آنان از كذب پيش از رسالت ، دلالت نمىكند . زيرا از وقوع كذب آنان در دعوى رسالت ، پيش از رسالت ، ابطال دلالت معجزه بر ثبوت رسالت در وقت آن ، لازم نمىآيد . مگر اينكه منظور عصمت در حين رسالت از كذب در دعوى عدم رسالت باشد كه در اين صورت بىدليل نيست ليكن اين برداشت ، خلاف ظاهر كلام آنان است .
3 - دعوى اينكه معجزه ، از نظر عقل بر عصمت پيامبران از كذب در آنچه كه از سوى خداوند متعال تبليغ مىكنند ، دلالت دارد ، بر اساس مذهب خودشان ممنوع است .
زيرا بنابر عقيدهء آنان كه مىگويند : « نه چيزى بر خدا واجب است و نه چيزى از او قبيح » ، از نظر عقل جايز است كه پيامبرى به افترا مبعوث كند . به علاوه عقلا امكان دارد كه خداوند معجزه را به دست كاذب در رسالت ظاهر كند . پس عقلا ، در ابطال
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٥٣