خداوند نسبت داده شده است :
1 - براى اينكه خداوند ، آنان را با مزيد الطاف ، - به دليل كثرت گناهان و تداوم مخالفتشان - با حق يارى نرسانده است و با مزيد الطاف آنان را مورد توجه و عنايت قرار نداده است ليكن با اين حال قدرت و اختيار را از آنان نمىگيرد . به همين جهت خداوند سبحان فرموده : * ( « بَلْ طَبَعَ الله عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا » ) * ( 1 ) ، تعداد اندك را استثنا كرده و پس از آن كه بر دلهاى آنان مهر زده ، ايمان را براى آنان ثابت كرده است . زيرا آنان را افعال نيكى است كه آنها را به ايمان و سعادت مىكشاند .
2 - احتمال دارد كه منظور آيه اين باشد كه ايمان نمىآورند مگر ايمان اندكى ، زيرا تمام آنچه را كه تصديق آن لازم است ، تصديق نمىكنند .
اما تأويل وى از آيه * ( « أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » ) * ( 2 ) تأويل بعيدى است زيرا ظاهر آيه مىرساند كه خداوند بهترين آفرينندگان و فاعلين حقيقى است مثل عيسى كه در اين آيه مىفرمايد : * ( « وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ » ) * ( 3 ) نه آفرينندگان خيالى و تقديرى و بلكه تأويل اوّل وى درست نيست زيرا عبادت كنندگان بتها گمان نمىكنند كه بتان خالق باشند بلكه آنها را مقرّبان درگاه خداوند متعال مىدانند .
گمان وى دربارهء آيه اى كه آن را مناسب حال عدليه مىداند ، اشتباه است . زيرا همانطور كه ديديد مذهب اينان با شريك قرار دادن براى خداوند تناسبى ندارد بلكه اين مناسب مذهب كسانى است كه مدعى تعدد قدما و تركيب الهيت بوده ، خود را در صفات ذاتى خداوند شريك مىدانند . زيرا صفات اينان هم مانند صفات خداوند زايد بر ذات است .
مطلب يازدهم : پاسخ شبهات جبرگرايان
مصنّف - قدّس الله روحه - مىگويد :
بدان كه اشاعره به دو دليل كه از نظر آنان قويترين ادله است ، بر عقيدهء خود استدلال كردهاند و از هر دو دليل خروج از عقيده لازم مىآيد . ما آنچه را كه آنان گفتهاند بيان و دلالت آن دو را بر آنچه كه از دين پيامبر ( ص ) بالضروره معلوم البطلان است ، تبيين مىكنيم :
هامش
( 1 ) . نساء / 155 .
( 2 ) . مؤمنون / 14 .
( 3 ) . مائده / 110 .