تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
و بدل اشتمال از كل شيىء ، زيرا احسان خلق به اعتبار احسان مخلوق يا مستلزم آن است و قرائت اوّل هم بدان گواهى مىدهد . چگونه ممكن است گفته شود خداوند سبحان ، مخلوقات خود را نيكو نيافريده است و حال اينكه وى اتقان را نفى و عجز يا جهل را براى خداوند سبحان ثابت مىكند ؟ ! گمان وى در كثرت موجودات آزار رساننده و قبيح در مخلوقات خداوند متعال ، گذشته از اينكه با گفتهء پيشين وى هيچ چيز قبيحى از خداوند متعال صادر نمىشود ، منافات دارد ، اين ايراد بر وى وارد است كه موجوداتى كه آزار مىرسانند به دليل مصالح زيادى كه دارند ، قبيح نيستند ، اگر چه كسانى كه نمىدانند خداوند احسن الخالقين است و افعال او متقن و منزه از قبيح ، خيال مىكنند كه اين موجودات ، قبيح هستند ! معنايى كه وى از آيه سوّم كرد و گفت : معناى آيه اين است كه ما آسمانها و زمين را نيافريديم مگر آميخته به حق ، همان است كه مصنّف - ره - اراده كرده است و بالضروره مقتضى است كه تمام مخلوقات خداوند متعال حق باشد و گرنه چگونه خداوند متلبس به حق است و مخلوقات و مصنوعات او باطل ، همچنان كه اگر بعضى از مخلوقات خداوند لعب و عبث باشد ، خداوند از لعب و عبث منزه نخواهد بود ؟ ! مصنّف - قدس الله روحه - مىگويد : د - آيات دالّ بر ذم بندگان به جهت كفر و ارتكاب معاصى مثل : * ( « كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِالله » ) * ( 1 ) ، انكار و توبيخ با عجز از آن ، محال است . اشاعره عقيده دارند كه خداوند كفر را در كافر خلق و آن را از او خواسته است و بنده بر غير آن قادر نيست . پس چگونه با اين حال خداوند ، بنده را توبيخ مىكند ؟ ! * ( « وَما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى » ) * ( 2 ) ، استفهام در اين آيه استفهام انكارى است . روشن است كه اگر كسى ، فردى را در خانه اى محبوس سازد ، چنان كه نتواند از آن خانه خارج شود ، سپس به او بگويد : چه چيزى تو را از انجام احتياجاتم منع كرد ، بيان چنين سخنى قبيح خواهد بود . * ( « ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا » ) * ( 3 ) ، * ( « ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ » ) * ( 4 ) ، * ( « ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا » ) * ( 5 ) ، * ( « فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ » ) * ( 6 ) ، * ( « فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ) * ( 7 ) ، * ( « عَفَا الله عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » ) * ( 8 ) ، * ( « لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ الله لَكَ » ) * ( 9 ) ، چگونه جايز است كه خطاب به بنده بگويد : چرا آن را
هامش
( 1 ) . بقره / 28 . ( 2 ) . كهف / 55 . ( 3 ) . نساء / 39 . ( 4 ) . اعراف / 12 . ( 5 ) . طه / 92 . ( 6 ) . مدّثر / 49 . ( 7 ) . انشقاق / 20 . ( 8 ) . توبه / 43 . ( 9 ) . تحريم / 1 .