مؤمن و كافر تعلق گرفته ، معلوم مىشود كه فعل از مؤمن و كافر صادر مىشود و آن دو در فعل خود تأثير دارند .
تعلق وعد و وعيد به شخص معنى ندارد . زيرا شخص محل افعال است و چيزى به او مستند نيست تا به جهت آن جزا داده شود . تشبيه به برگزيدن و انتخاب مشك و سوزاندن هيزم و خاشاك هم اشتباه است . زيرا سخن در صحت وعد و وعيد است امّا وعد مشك و وعيد خاشاك صحيح نيست . گذشته از اين ، سوزاندن هيزم بر خلاف عذاب انسان ، ظلم بر هيزم نيست . زيرا هيزم شعور ندارد . بنابراين مقايسه مؤمن و كافر بر مشك و هيزم بىمعنى است .
اگر منظور خصم از مسلَّم بودن اينكه مباشرت و كسب از آن بنده است ، اين بوده كه اين دو حقيقتا از آن بنده است ، بايد دانست كه اين خروج از مذهب او است و بنابر اعتقاد آنان شرك است . زيرا هر آنچه در وجود است ، از خداوند متعال است و اگر منظورش اين بوده كه كسب و مباشرت اصطلاحا و به مجرد اصطلاح لفظى از آن بنده است ، پاسخ ايراد مصنّف - ره - داده نشده است .
مصنّف - اعلى الله منزلته - مىگويد :
ج - آياتى كه دلالت دارد : افعال خداوند متعال منزه از آن است كه در تفاوت و اختلاف و ظلم همچون افعال بندگان باشد . خداوند مىفرمايد : * ( « ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ » ) * ( 1 ) ، * ( « الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى » ) * ( 2 ) ، در حالى كه كفر و ظلم ، حسن نيست ؛ * ( « وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ » ) * ( 3 ) ، در حالى كه كفر ، حق نيست ؛ * ( « إِنَّ الله لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » ) * ( 4 ) ، * ( « وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » ) * ( 5 ) ، * ( « وَما ظَلَمْناهُمْ » ) * ( 6 ) ، * ( « لا ظُلْمَ الْيَوْمَ » ) * ( 7 ) ، * ( « وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا » ) * ( 8 ) .
فضل مىگويد :
جميع پيروان اسلام عقيده دارند كه افعال خداوند متعال منزه از آن است كه همچون افعال بندگان باشد ، افعال بندگان مشتمل است بر تفاوت و ظلم ، در حالى كه افعال خداوند از تفاوت و ظلم پيراسته است . پس آيات دال بر اين معنى ، دليل جميع پيروان اسلام است و چيزى بر اشاعره لازم نمىآيد . زيرا اشاعره نمىگويند كه افعال بندگان ،
هامش
( 1 ) . ملك / 3 .
( 2 ) . سجده / 7 .
( 3 ) . حجر / 85 .
( 4 ) . نساء / 40 .
( 5 ) . فصّلت / 46 .
( 6 ) . هود / 101 و . . . .
( 7 ) . غافر / 17 .
( 8 ) . نساء / 49 .