تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
* ( « فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا » ) * ( 5 ) ، * ( « فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه مَآباً » ) * ( 6 ) ، خداوند نفى كنندگان مشيت از خويش و انتساب آن به خداوند متعال را چنين تكذيب مىفرمايد : * ( « سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ الله ما أَشْرَكْنا » ) * ( 7 ) ، * ( « وَقالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ » ) * ( 8 ) . فضل مىگويد : اين آيات دلالت مىكند كه بنده هم مشيت دارد و از نظر ما شكى در اين باره نيست و در اين باره اختلافى نداريم بلكه نزاع در اين است كه آيا اين مشيت بنده در فعل مؤثر و موجد است يا فقط موجب مباشرت و كسب است ؟ پس اقامهء دليل بر وجود مشيت در بنده ، نفعى به حال وى ندارد . اينكه گفت : خداوند نفى كنندگان مشيت از خويش و انتساب آن به خداوند متعال را چنين تكذيب مىفرمايد : * ( « سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ الله ما أَشْرَكْنا » ) * ( 9 ) ، در پاسخ وى مىگوييم : اين تكذيب بدين جهت است كه آنان از روى عناد و خيره سرى ، گناه خود را به مشيت خداوند حواله مىدهند . لذا خداوند عناد آنان و اينكه مشيت الهى را علَّت گناه قرار داده‌اند و باطل است ، تكذيب كرده است . مگر نمىبيند كه چگونه در آيهء * ( « وَلَوْ شاءَ الله ما أَشْرَكُوا وَما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً » ) * ( 10 ) ، عدم اشراك را به مشيت نسبت داده است . اگر تكذيب در آيه اوّل براى علت گناه قرار دادن مشيت و در آيه دوّم براى تعميم حكم مشيت موجب خلق نبود ، بين آيه اوّل و دوّم فرقى نبود . در حالى كه آيه اوّل براى انكار آن كلام آمد و از آنان هم منقول است . امّا آيه دوّم از خداوند متعال و بدون انكار . پس جا دارد كه فرد انديشمند در آن تأمل كند تا حق بر او آشكار گردد . من مىگويم : صريح آيات ، ارجاع ايمان و كفر و مانند آن به مشيت بنده است و ارجاع به مشيت ، بدون تأثير معنا ندارد . اگر موجب بودن مشيت در كسب - چنان كه وى گمان كرده - ، به معنى تأثير مشيت در كسب است ، كه اين بر خلاف مذهب آنان است و گرنه ارجاع به مشيت نادرست خواهد بود . در ردّ اين گفته وى كه : « اين تكذيب به جهت اين است كه گناه را به مشيت خداوند متعال حواله مىدهند . . . » مىگوييم : آيهء مباركه تصريح دارد كه آنان اصل شرك را به مشيت خداوند متعال حواله مىدهند و از آيه فهميده نمىشود كه شرك را گناه مىدانند
هامش
( 5 ) . انسان / 29 . ( 6 ) . نباء / 39 . ( 7 ) . انعام / 148 . ( 8 ) . زخرف / 20 . ( 9 ) . انعام / 148 . ( 10 ) . انعام / 107 .