تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1900

مساهمون:

ص١٩٠٠
مرتدّ گشت ، و ام حبيبه ازو باز ماند و عبد اللَّه جحش خود آن جايگاه بمرد . و پس پيغامبر عليه السّلم نامه نوشت سوى ملك حبشه ، و گفت : فلان زن قرابت من است ، و اكنون آن جايگاه بمانده است ، بايد كه تو او را از بهر من بزنى خواهى و پيش من فرستى . ملك حبشه او را از بهر پيغامبر عليه السّلم بزنى خواست به چهار صد دينار كابين ، و آن چهار صد دينار زر بركشيد و او را داد از مال خويش ، و بفرمود مر كسهاى خويش را و كنيزكان را تا هر كى او را چيزى بدادند ، و ام حبيبه را غنى كردند از بس خواسته كه او را دادند ، و او را با آن خواستهء فراوان با اين رسول كه نامه آورده بود - نام او الحارث بن عقيل - « 1 » پيش پيغامبر عليه السّلم فرستاد . و پس از آن چون فتح مكّه « 2 » بود و غنيمتها آورده بودند و قسمت همى كردند ، و صفيّه بنت سلام بن هشام « 3 » را بياوردند ، و او زن كنانة بن الحقيق بود . « 4 » و مر كنانه را بخيبر بكشتند ، و صفيّه را بياوردند ، و با غنيمتها قسمت همى كردند ، و پيغامبر عليه السّلم او را بنصيب خويش برداشت و بزنى كرد . و از پس آن ميمونه بنت الحارث را بزنى كرد . « 5 »
هامش
( 1 ) الحارث بن عقيل . ( صو ) - عمرو بن امية الضمرى . ( السيرة النبوية ) ( 2 ) اشتباه كاتب است و بايد فتح خيبر باشد چنان كه در دو سطر بعد اشاره شده . ( 3 ) صفية ، بنت حيى بن اخطب . ( تاريخ الامم و الملوك - الطبقات - السيرة ) ( 4 ) و كانت صفية تزوجها سلام بن مشكم القرظى ، ثم فارقها ، فتزوجها كناية بن الربيع بن ابى الحقيق . ( الطبقات ) ( 5 ) و ميمونه از پيش زن عبيد بن عمير بود از بنى ثقيف ، و از پس آن زن زهير بن عبد العزى بود ، و او را عباس بن عبد المطلب پيغامبر عليه السلم داد بدان وقت كه پيغامبر به مكه رفته بود بعمرة القضا . ( صو ) [ و گويا اين عبارت از قلم كاتب متن اوفتاده است ] . كان مسعود بن عمرو بن عمير الثقفى تزوج ميمونة فى الجاهلية ، ثم فارقها . فخلف عليها ابو رهم بن عبد العزى . . . ( الطبقات )