كه در آينده به دنبال خواهد داشت حمايت كند . از اينرو على رغم ممانعت عثمان از بدرقهء ابو ذر ، امير المؤمنين عليه السّلام دست دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام را گرفت و همراه برادرش عقيل و برادرزادهاش عبد اللّه بن جعفر و ابن عباس براى توديع وى بيرون آمد . آنگاه برخورد حضرت با مروان پيش آمد و منجر به ماجراى ديگرى شد كه بين آنان و خليفه به وقوع پيوست . به اين حوادث ، مورخان زيادى اشاره كردهاند . « 1 » امير المؤمنين عليه السّلام اقدامات ديگرى نيز انجام داد كه فعلا مجال بررسى آن نيست .
اگر به دقّت در سخنان حضرت مجتبى عليه السّلام در وداع ابو ذر بنگريم ، خواهيم ديد كه حاوى موارد زير بود :
تأسف عميق از رفتار هيأت حاكمه با ابو ذر ، تشويق وى به ادامهء مبارزه ، رضايت پروردگار و خشنودى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از اين عمل .
از طرفى امام عليه السّلام كوشيد تا تحمل اين ظلم عظيم و جنايت بزرگ را بر دوش ابو ذر آسان كند و بينشى به او بدهد كه از شدت سختى بكاهد و رويارويى با سختىهايى را كه از اين به بعد در انتظار اوست ، برايش قابل تحمل سازد ؛ از اين رو فرمود :
« دنيا را با يادآورى جدايى آن ، از خود واگذار و سختى دشوارىها و ناكامىهاى آن را به اميد روزهاى پس از آن بر خود هموار كن ! »
اين گفتههاى حضرت ، بيانگر راز حقيقى ( بينش توحيدى نسبت به دنيا و آخرت ) است كه مىتواند شخصيت فرد مسلمان را از هر سلاح و قدرتى كه در دست طغيانگران و اشرار است ، قوىتر و مستحكمتر نمايد ، و از سوى ديگر
هامش
( 1 ) . ر . ك : مروج الذهب ، ج 2 ، ص 339 - 342 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 252 - 255 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 172 و 173 ؛ فتوح ابن اعثم ، ج 2 ، ص 159 و 160 .