اتهامات و شك و ترديدهاى افراد شكاك را از خود دور ساخته و يا حد اقل از شدت آنها بكاهد .
اين بود چيزى كه مىتوانستيم در اين فرصت كوتاه از حادثهء فوق ، به طور اختصار براى شما بيان كنيم .
موضع امير المؤمنين عليه السّلام در شورا و سوگندهاى حضرت به مواضع و فضائل خود و اقوال پيامبر دربارهاش ، هرگونه دورانديشى عمر را باطل كرد و موجب تثبيت همان شك و ترديدهايى گرديد كه عمر از آن بيم داشت ، و حتى آن را شعلهور گردانيد .
چرا امام حسن عليه السّلام حضور در شورا را پذيرفت ؟ بايد متذكر شد كه اين نيز درست مانند حضور على عليه السّلام در اين شورا بود . چه امير المؤمنين عليه السّلام در شورا شركت كرد تا علامت سؤال بزرگى در مقابل نظر عمر قرار دهد كه گفته بود :
نبوت و امامت ابدا در يك خاندان جمع نمىشود ؛ يعنى حضرت مىخواست بفهماند كه اگر امامت و نبوت قابل جمع در يك خانواده نيست ، پس چرا خود وى على عليه السّلام را كانديد خلافت كرده است ؟ ! از طرف ديگر ، امام عليه السّلام قصد داشت كه نگذارد مسألهء امامت به فراموشى سپرده شود ؛ از اين رو لازم دانست با شركت خود در شوراى كذايى ، اين مسأله را در وجدان و شعور امت اسلامى زنده نگه دارد .
حضور امام حسن عليه السّلام نيز در اين شورا ، بدين معنا بود كه از عمر اعتراف بگيرد كه وى از كسانى است كه حق دارد در امور سياسى و حتى بزرگترين و خطرناكترين مسألهاى كه امت پيش روى دارد ، مشاركت داشته باشد ، و همين كه مردم نظارهگر شركت حضرت در اين شورا باشند ، به حضرت امكان خواهد داد كه در آينده در قضاياى سرنوشتساز ، نظر خويش را اعلام كند ، هر چند از وى پذيرفته نشود . از سوى ديگر مىخواست به مردم نشان دهد كه مىتوان گفت :
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: سيد جعفر مرتضى العاملي
ص١٥٨