و همچنان رويد كه مور رود تا آواز پاى كس نشنود و بر مثال كژدم باشيد كه پيوسته سلاح شما پشت شما بود كه شيطان جز از پس درنيايد « 1 » و زهر خوريد تا خوش زئيد و مرگ را دوست داريد تا زنده مانيد و پيوسته مىپريد و هيچ آشيانه معين مگيريد كه همه مرغان را از آشيانها گيرند و اگر بال نداريد كه بپريد به زمين فرا خزيد چندانكه جاى بدل كنيد « 2 »
هامش
( 1 ) - آنچه خداوند از گفته شيطان نقل كرده بر خلاف اين گفتار است مگر آنكه بگوئيم ابليس در بيان حقيقت تلبيس كرده و به خداوند دروغ گفته و تدليس نموده چه در قرآن مجيد استثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ( 2 ) -شب عشاق بىسحر باشد * شب من خود درازتر باشدخواب در چشم من از آن نايد * كى ز سيلاب بر حذر باشدبىسرى بهترست در ره عشق * كاندرين راه بيم سر باشدگر گذر باشدش شبى سوى من * خود نباشد و ليك گر باشدنيمجانى كه هست پيش كشم * كى بدست من اين قدر باشدنبود لايق نثار و ليك * كار درويش ما حضر باشددر ره عشق جان فدا كردن * خدمتى سخت مختصر باشد( عماد نخجوانى )آتش اندر دل شيدا زدهام * خيمه بر فرق ثريا زدهامتا كه سوداى تو در سر دارم * پاى بر گنبد خضرا زدهامسخن دوستى اول ز تو خاست * من دم عشق از آنجا زدهاماين رقم فضل تو زد بر دل من * نه من اين از سر سودا زدهامصدر منشور غم عشق ترا * از يحبونه طغرا زدهامتا تو اين كوس فروكوفتهء * علم عشق بصحرا زدهامتا بعشق تو توّلى دارم * بر جهان خطّ تبرّى زدهامهر چه آن نسبت غيريّت داشت * ترك همه يغما زدهام