تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده رساله ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
از سرّ خود بردارند و اين جماعت را جز منادى حق جمع نكند چون جمع شوند اين وصيّت قبول كنند . اى برادران حقيقت خويش فراهم آوريد « 1 » و بايد كه ( براى برادران حجاب از روى دل برداريد تا بىپرده اسرار درونى يكديگر دانيد و سبب كمال همديگر گرديد . )
هامش
( 1 ) -بيا تا مونس هم يار هم غم خوار هم باشيم * انيس جان غم فرسودهء بيمار هم باشيمشب آيد شمع كرديم و بهر يكدگر سوزيم * شود چون روز دست و پاى هم در كار هم باشيمدواى هم شفاى هم براى هم فداى هم * دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشيمبهم يكتن شويم و يكدل و يك‌رنگ و يك پيشه * سرى در كار هم آريم و دوش و بار هم باشيمجدائى را نباشد زهره‌اى تا در ميان آيد * بهم آريم سر برگرد هم پرگار هم باشيمحيات يكديگر باشيم و بهر يكديگر ميريم * گهى خندان ز هم گه خسته و افكار هم باشيمبوقت هوشيارى عقل كل گرديم بهر هم * چو وقت مستى آيد ساغر سرشار هم باشيمشويم از نغمه‌سازى عندليب غمزداى هم * برنك و بوى يكديگر شده گلزار هم باشيمبجمعيت پناه آريم از باد پريشانى * اگر غفلت كند آهنك ما هشيار هم باشيمبراى ديدبانى خواب را بر يكدگر بنديم * ز بهر پاسبانى ديدهء بيدار هم باشيمبقيه حاشيه در صفحه بعد