على وصى اوست امام اول على است دوم حسن سيوم حسين چهارم زين العابدين پنجم محمد باقر ششم جعفر صادق هفتم اسماعيل بن جعفر و مقصود از بعثت و رسالت اين ستكه مردم مادى جسمانى بروحانيان بپيوندند اكنون كه نبوّت از اسماعيل بمحمد بن اسماعيل رسيد تكليف ظاهر از مردم برداشته شده و ديگر شريعتى نيامده و دستورى نياورده و اينهمه ياوهگويى بطريق تلبيس ابليس به قصد آن بود كه ايمان به خدا و رسول و امام از ميان بردارند .
باب دهم در شرح فرق بيگانگان از اسلام
و اين باب را شش فصل است .
فصل نخستين در بيان مردم يهود
كليميان اتفاق دارند كه نسخ روا نيست و همگان ايمان دارند بموسى و هارون و يوشع و بيشتر طوائف يهود قبول دارند نبوّت پيغمبرانى را كه اقرار بنبوّت موسى دارند و بلكه تقرير نبوت او ميكنند و بعضى منكر آنها هستند و بيشتر طوائف يهود مشبّههاند و فرقهاء بسيارند جز آنكه ما - مشهورترين آنان را ياد كنيم .
نخستين عنانيانند اتباع عنان بن داودند اين طائفه نام عيسى را ببدى نميبرند بلكه او را يكتن از اولياء خدا ميدانند و نام نبوت نميبرند گويند كه او براى تثبيت شرع موسى آمده انجيل كتاب او نيست بلكه شاگردان او آن را ساخته و فراهم آوردهاند .
دوم عيسوياناند پيروان عيسى بن يعقوب اصفهانى اينان نبوّت حضرت محمد را اثبات ميكنند و لكن گويند او پيغامبر تازيان است نه عجم و نه يهود « 1 » .
سوم معادياناند اتباع مردى همدانى اين فرقه در ميان كليميان چون باطنيهاند در مسلمانان .
هامش
( 1 ) - قال الله تعالىما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَوَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَبگفته يكتن از دانشمندان اروپا اگر ما لقب نبوت و پيمبرى را به حضرت محمد ندهيم و اين لغت را با نام او به كار نبريم و از او دريغ بقيه حاشيه در صفحه بعد