تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده رساله ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اگر عقل مورد نياز و حاجت نبود حق از باطل تميز داده نشود و اگر مورد نياز و حاجت است پس به امام حاجت نبود ازين گذشته ميگوئيم بر فرض آن كه امام مورد حاجت بود آيا در كجاست و كيست آن كسانى را كه بعنوان امامت معرّفى ميكردند و محل دعوت باطنيان ميبودند از نادان‌ترين مردم و نابكارترين افراد بودند . دوم ناصريانند اينان پيروان ناصر خسرو شاعر معروف بعلوى است كه بسبب او جمعى زياد گمراه شدند . سوم قرمطيانند اتباع حمدان قرمطى مردى گمنام بود يكى از دعات باطنيان بنزد او شد و او را بمذهب باطنى دعوت كرد چون قبول دعوت كرد بدعوت مردم پرداخت و گروه بسيارى را گمراه كرد هم اينان بودند كه راه بر حجاج ميگرفتند و براى ربودن اموال آنان را ميگشتند و يك سال به قصد خراب كردن كعبه به مكه شدند و عاقبت خداوند رفع شر آنها كرد و آنان كشته شدند . « 1 » چهارم بابكيان‌اند اتباع بابك مردى بود از اهل آذربايجان با مرور زمان قدرتى بدست آورد و نيروى شگرفى داشت چون الحاد و بىدينى اظهار كرد جمعى انبوه به دو گرديدند و اين در زمان معتصم عباسى بود و پس از چند جنك بزرگ او را اسير گرفته و غائله رفع گرديد . پنجم مقنعيانند اينان پيروان مقنع باشند و او از كسان ابو مسلم معروف بود و بدعوى پيغمبرى برخاست و جمعى بوى گرويدند سپس دعوى خدائى كرد و عاقبت كشته شد . ششم سبعيان‌اند گويند عدد تام هفت است بدليل آنكه آسمان و زمين هفت‌اند ايام هفته اعضاء سبعه همچنان گويند دور تام انبيا نيز هفت است نخست آدم كه شيث وصى است دويم نوح كه وصى أو سام است سيم ابراهيم كه اسماعيل و اسحاق وصى او هستند چهارم موسى است كه هارون وصى اوست پنجم عيسى و شمعون وصى اوست ششم محمد كه
هامش
( 1 )تا مدرسه و مناره ويران شود * احوال قلندرى بسامان شودايمان كفر و كفر ايمان نشود * يك بنده حق به حق مسلمان نشود
چهارده رساله ( فارسى ) — صفحة 134 | فخر الدين الرازي / شهاب الدين السهروردي / أثير الدين الأبهري / ذوالفضائل الاخسيكتي / سبزوارى