با كمال صدق و صفا در ميان خويش تقسيم نموده و هريك نيم صحيح آن را در اختيار گرفته است .
يكى از دانشوران همزمان در شرح ابيات مطوّل به مناسبتى مىنويسد : ديگر كمالات ابو القاسم مرتضى على بن الحسين دانشمند ثمانينى ذو المجدين به اندازهاى است كه نيازى به بيان ندارد و دوست و دشمن به كمالات او اعتراف دارند .
گويند محمد بن حسين بن عبد الرحيم وزير قادر عباسى ، به بيمارى سختى دچار شد چنان كه طبيبان از معالجه او لاعلاج ماندند . او حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را در خواب ديد كه به وى دستور مىدهد تا از سيد مرتضى بخواهد براى بهبودى او دعا كند و حضرت مولى در رؤيا از وى به علم الهدى ياد كرد و پس از آنكه بهبودى يافت جريان خواب را به اطلاع قادر عباسى رسانيد و لقب علم الهدائى را در رديف القاب او قرار دادند با آنكه سيد محض شكستهنفسى از پذيرفتن آن لقب استنكاف مىورزيد .
و مىنويسد : سيد مرتضى پس از برادرش سيد رضى نقابت سادات و امير الحاجى را عهدهدار گرديد و ولادت او در سال 355 هجرى بوده است و پنجروز باقىمانده از ماه ربيع الاول سال 436 هجرى درگذشت . او و پدر و برادرش در دولت بويهيان ( آل بويه ) از مناصب عاليه برخوردار بودند و بهاء الدوله ديلمى پدرش حسين را به لقب الطاهر الاوحد و ذو المناقب ملقّب ساخت .
سيد نعمت اللّه جزائرى شوشترى كه از دانشوران همزمان ما است ، در آخر يكى از اجازاتش كه به خط او ديدهام چنين نوشته است : به اسانيد نحويه خويش كه منتهى به ابو الحسن نحوى مىشود . همين موضوع را كه ذيلا يادآورى مىكنيم ، مؤلف ايضاح هم متذكر شده است : چنين روايت مىكنيم ابو الحسن نحوى گفت كه در يكى از روزها به حضور سيد مرتضى شرفياب شدم ، ابياتى را سروده بود و از آنجا كه در بحر شعر متوقف گرديده بود آن ابيات را در اختيار من گذارد و گفت اين ابيات را به برادرم رضى تسليم كن و به او بگو آنها را به پايان برساند ابيات اين است :
سرى طيف سلمى طارقا فاستفزنى * سحيرا و صحبى فى الفلاة وقود
فلمّا انتهينا للخيال الذى سرى * اذا الارض قفرا و المزار بعيد