مىآمده و به كمال ديانت و امانت موصوف بوده و به غايت تقوا و پرهيزكارى معروف .
شيخ زين الدّين در سال 928 هجرى به هرات رفته و در آنجا مورد احترام دورش خان ( درمشخان ) للهباشى سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل قرار گرفت و او منصب شيخ الاسلامى و قضاوت هرات را به عهدهء وى برقرار كرد و از اين راه بر اقران و امثال خود برترى يافت و پس از دو سال كه كاملا از عهدهء وظائف محوله به خودش برآمد عازم وطن مألوف گرديد و به ديار عرب بازگشت .
مؤلف گويد : بعيد نيست كه مترجم حاضر همان شيخ على عرب باشد كه ديرى نپايد به سرگذشت او اشاره نماييم و هرگاه بگوئيم زين الدّين على همان شيخ على كركى است از جهاتى اين احتمال بس دور خواهد بود .
از جمله خود مؤلف حبيب السير شيخ على كركى را با اندك فاصلهء پيش از زين الدّين نام برده است هرچند از جهت ديگرى محتمل است بدان جهت كه در شرح حال سيد نعمة اللّه حلّى خواهيم گفت كه سيد چندى را در هرات به مصاحبت شيخ زين الدّين به سر برد و به اتفاق يكديگر به ديار عرب رفتند .
ملا على آملى
وى از اجلّه علما و فقها بوده است و از شيخ ابو الحسين محمد حلّى از شرف الدّين مكّى از شيخ مقداد روايت مىكرده و ملا حسين بن عبد الحق الهى اردبيلى از وى روايت داشته است : بهطورىكه ملا الهى مذكور در اوائل حاشيهء خود بر قواعد ( علامه ) مىنويسد : از كسانى كه مراتب علم شرعى را از وى آموختهام عالم زاهد ملا على آملى است .
مؤلف گويد : به گمانم مىرسيد در مطاوى اين كتاب از مترجم حاضر به سبك ديگرى ياد كرده باشم . بايد ملاحظه بشود . درعينحال بايد گفت مترجم حاضر به غير از آملى مؤلف نفائس الفنون است . آرى ممكن است مترجم يادشده شيخ عزّ الدّين آملى معاصر با شيخ كركى و همدرس با او در محضر شيخ على بن هلال جزائرى بوده باشد .
درعينحال احتمال همدرسى ملا على با شيخ على ازاينجهت نادرست است كه ملا حسين الهى خود در روزگار شيخ على كركى در رديف بزرگترين دانشوران