شيخ عطية بن ابراهيم بن على
شيخ عطيه از فقهاى متأخر است و ملا محمود بن محمد بن على لاهيجانى شاگرد شهيد ثانى اجازهاى براى او نوشته و از وى مدحگسترى كرده و گويد :
اشاره كرد به اين نيازمند ناتوان شيخ بزرگوار و دانشمندان عالىمقدار باقى مانده پيشينيان نيكوكردار بلكه بخششى از بخشهاى حضرت كردگار دانشور باجلالت و فاضلى بانبالت پرهيزكار از هر عيب پاك شيخ عطية بن ابراهيم بن على تا به وى اجازه دهم كه متضمن مطالب و موضوعاتى باشد كه مشايخ بزرگوار و دانشوران بااعتبار به من اجازه دادهاند و از آنجا كه فرمان او ايجاب مىكرد خواستهء او را با آنكه موقعيتش از آن بالاتر بود اجابت نمودم و مطلوب او را آنچنانكه موافق با خرسندى حقتعالى بود برآوردم و به وى كه خدا سايهاش را برقرار بدارد اجازه دادم تا از من روايت كند همگى آنچه را كه روايتش براى من تجويز شده است از كتابها و روايات به همان طريقههايى كه در حال حاضر از آنها ياد نكردهام و تمامى آنها در محال مناسبش يادآورى شده است از قبيل اجازه شيخ سعادتمند و محقق شهيد خاتمه مجتهدان شيخ زين الدّين بن على بن احمد عاملى ، مشهور به ابن الحجه قدّس اللّه روحه و نوّر ضريحه ، كه به شيخ فاضل عزّ الدّين حسين بن عبد الصمد داده است و مانند اجازهاى كه شيخ على بن حسين كركى معروف به ابن العالى مرقوم فرموده است و بالاخره كلام خود را تا آنجا دنبال نموده كه مىنويسد : و به وى كه خدا روزگارش پايدار بدارد اجازه دادم تا از من روايت نمايد . مرويات مرا از كتابهاى معقول و منقول و احاديث و تفاسير مؤالف و مخالف و كتابهاى قرائت و عربيت كه درستى آنها از نظر وى به حقيقت رسيده است و او ازاينپس براى هركسى كه مىخواهد روايت نمايد و اين امانت را در اختيار هريك از بندگان شايسته درآورد و شرايط اجازه را آنچنانكه در نزد اهل حديث و درايه معتبر است رعايت كند و از وقوع در هرگونه امرى كه از سوى آنان نهى شده است بپرهيزد و به همان راهى گام بردارد كه ارباب اعتبار و راهروان بامقدار رفتهاند و از او مىخواهم تا در خلوتهايى كه با خداى خود دارد از من خاطر ننمايد و در تعقيب