از مشاهير بوده است اكتفا كرده و اين نحوهء اختصارنويسى بسيار ديده مىشود چنانكه در نسب انتساب خود را به طاوس و مطهر و نما كه جد اعلايند يادآور مىشوند و مىگويند : ابن طاوس و ابن مطهر و ابن نما . ممكن است سيد لطف اللّه فرزند سيد عبد الحميد مذكور بوده باشد چه آنكه به خط عبد الحميد چنين يافتم كه نواده و پدرش را خوار مىخوانند و ممكن است نسبت جعفر خوارى فرزند حضرت موسى بن جعفر - عليه السّلام - به همين كلمه منتهى شده باشد .
شيخ ابو بصير عبد الكريم بن محمد ديباجى معروف به سبط ابى الحجّام
بطورىكه يكى از شاگردان شيخ على كركى كه در رسالهاى كه به منظور اسامى مشايخ تأليف كرده است مىنويسد : وى از مشايخ اصحاب ما و از شاگردان شريف است « 1 » .
مؤلف گويد : ممكن است مرادش از شريف ، همان سيد مرتضى بوده باشد .
شيخ عبد اللّه . . .
وى فاضلى دانشمند بوده و در فن رجال هم مهارتى داشته است . از چگونگى روزگار او اطلاعى ندارم و همين اندازه مىدانم ، كتابى در علم رجال تأليف كرده است . من پارهاى از تحقيقات را كه از وى نقل شده است ديدهام و ظاهرا از علماى متاخر بوده است « 2 » . به نظر مىآيد كه به احتمال بسيار ضعيف اين شخص ، همان ملا عبد اللّه شوشترى معروف بوده باشد .
شيخ عبد اللّه بن ابراهيم بن احمد بن حسن بن على بغدادى
وى از بزرگان علما و ادباى اصحاب ما بوده است . خط او را در ضمن اجازهاى كه در آخر كتاب الفصيح المنظوم تأليف ثعلب كه نظم آن از ابن ابى الحديد معتزلى است ،
هامش
( 1 ) - اعلام الشيعة ، سدهء 5 ، ص 107 .
( 2 ) - مصفى المقال فى مصنفى علم الرجال ، ص 237 .