به سند مقدم گفته است : حديث كرد براى من ابو الحسن محمد بن احمد بن عبد اللّه جواليقى ، گفت : خبر داد به ما ابو جعفر محمد بن محمد بن حسين بن هارون از طريق اجازه ، تا به آخر . . .
فقيه صفى الدّين محمد بن معدّ گفته است : به خط ابو يعلى محمد بن حمزه جعفرى داماد شيخ مفيد در كتابش ديدم ، تا آخر . . .
محمد بن احمد بن داود قمى بر پشت كتاب مزارش اجازهاى به اين مضمون نوشته است : اين كتاب را كه نخستين كتاب زيارات از تأليفات و روايات من است به محمد بن عبد اللّه بن عبد الرحمن بن سميع - اعزه اللّه - اجازه دادم سپس اينچنين امضا كرده است . و كتب محمد بن احمد بن داود قمى در ماه ربيع الآخر سال 306 هجرى « 1 » تا به آخر . . .
خبر داد به من عبد الرحمن حربى حنبلى ، از عبد العزيز اخضرى ، از محمد بن ناصر السلامى ، از ابو الغنائم محمد بن على بن ميمون برسى ، تا به آخر . . .
به خط پدرم خواندم از شهاب الدّين بندار بن ملكدار قمى ، شنيدم مىگفت : حديث كرد براى من كمال الدّين شرف المعالى بن غياث المعالى قمى ، تا به آخر . . .
و همين حديث را سيد محمد بن شرفشاه حسينى از شهاب الدّين بندار روايت كرده است تا به آخر . . .
از عمويم از شيخ حسين عبد الكريم غروى و از پدرم شنيدم از شيخ حسين بن عبد الكريم غروى اين حكايت را شنيدم تا به آخر . . .
در كتابى كه از شيخ حسن بن حسين بن طحال مقدادى نقل شده است گفت : خبر داد به من پدرم از پدرش از جدش تا به آخر . . .
ابن طحال گفته است : پس از اين به سيد نقيب سعادتمند شمس الدّين على بن مختار خبر دادم تا به آخر . . .
مضمون اين حكايت را قاضى عالم فاضل مدرس پاكدامن ربيع بن محمد كوفى ،
هامش
( 1 ) - در اصل مطبوع تاريخ آن اجازه 360 هجرى بوده است .