تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
كه سلار كلمه مستقلى است و به تشديد لام تلفظ مىشود و بدان‌هم مشهور است . و گمان من آن است كه ، سلار در اصل سالار بوده و به مقتضاى رسم الخط سلار نوشته شده است چنان‌كه حارث را طبق رسم الخط حرث مىنويسند و امثال آن . و بالاخره كلمهء تصحيف‌شده‌اى است كه با لام مشدد و بدون الف گفته شده است . مؤيد اين پندار آن است كه ، شيخ منتجب الدّين كه از متأخران نزديك‌تر به عهد او بوده است ، در ذيل ترجمه جد خودش مىنويسد : جد من مراتب قرائت را در محضر سالار طى كرده و در ترجمه پدرش نيز از وى ، به سالار نام برده است . در شرح حال شيخ مفيد عبد الرحمن نيشابورى ، عموى شيخ ابو الفتوح رازى ، نيز او را سالار خوانده است . و شگفتى من از اينجاست كه چرا منتجب الدّين در فهرست خود متذكر نشده است ، كه سالار از شاگردان شيخ مفيد و سيد مرتضى بوده است و با شهرتى كه نسبت بدين موضوع دارد چگونه بر وى پوشيده مانده . و ممكن است همين عدم تعرض موجبات تعدد او را فراهم آورد . گاهى گفته مىشود سلار طبرى است و طبرى هم همان ديلمى است كه از شهرهاى طبرستان باشد و در حال حاضر آنجا را دشت مىنامند و به خاطر مىرسد كه نام طبرستان بر كليه شهرهاى مازندران و گيلان اطلاق مىشود و مؤيد آن ، آن است كه محال مزبور را ازآن‌جهت طبرستان ناميده‌اند كه ، در آن سرزمين درخت‌هاى بسيارى مىرويد و مردم در مسير خود براى درخت‌هايى كه مانع از حركت آن‌ها مىباشد ، همواره طبر در