شخص است چه آنكه درجهء همگان يكى است و حذف پارهاى از نسب و نسبت به جد هم شايع است و حذف كردن برخى از كنيهها و نسبتها هم اتفاق افتاده ، و با توجه به آنچه يادآور شديم ، معلوم مىشود كه ، مترجم حاضر با پيش يادشده ، كه سيد عماد الدّين ابو الصمصام ذو الفقار بن محمّد حسينى مروزى بوده باشد ، متحد است هرچند شيخ معاصر ، صاحب چنان نام و نشانى را دو تن دانسته است و ما پيش از اين ذيل سيد عماد الدّين نوشتيم . حقيقت آن است كه اين دو تن متحدند و به همين مناسب هم بوده است كه شيخ منتجب الدّين وى را در كتاب فهرستش بيش از يكبار نام نبرده است .
خلاصه آنكه ، سيد عماد الدّين از شيخ طوسى روايت مىكرده ، و همچنين به توسط شيخ ابو عبد اللّه محمّد بن على حلوانى كتاب نهج البلاغة را از سيد رضى رحمه اللّه روايت مىكرده است . و به طورى كه از شرح نهج البلاغة قطب راوندى و قصصالانبياى او به دست مىآيد ، قطب راوندى از وى روايت مىكرده است . و آنچنانكه از مناقب ابن شهرآشوب استفاده مىشود نامبرده به توسط سيد ذو الفقار ، از ابو عبد اللّه حلوانى همگى كتابهاى سيد مرتضى و سيد رضى رحمة اللّه عليهما را از ايشان روايت داشته است « 1 » .
هامش
( 1 ) - سيد على خان مدنى در الدرجات الرفيعة پس از تمجيد بسزايى كه از سيد ذو الفقار كرده است ، مىنويسد : براثر علم و فقاهت و وثاقت و ديانتى كه سيد ذو الفقار داشت كمتر اجازهاى از نام او تهى بوده و او از سيد مرتضى و شيخ طوسى و نجاشى روايت مىكرده است و سيد ابو الرضا فضل اللّه راوندى و ديگر اعلام كه همطبقه او بودهاند از وى روايت كردهاند ظاهر آن است كه سيد با واسطه و بىواسطه از سيد مرتضى روايت داشته است .
اعيان الشيعة مىنويسد : از سلام هم روايت مىكرده و از شاگردان او الياس بن هشام حائرى بوده است - م .