تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
مؤلف گويد : از اينكه مؤلف امل وى را به عنوان حكيم فقيه ستوده ، درست نيست زيرا ، ملا خليل با اين دو عنوان ، كمال مخالفت را داشته است و تنها اطلاع و دانستن اقوال آنان ، دليل بر آن نيست كه وى را حكيم يا فقيه ناميد بلكه معلوم نيست از اقوال آن‌ها اطلاعى هم داشته باشد . گذشته از اين ، جمع بين فقيه و حكيم از قبيل جمع بين ضدين است . و اما اينكه ، محقق طوسى را حكيم و متكلم گفته‌اند ، به سبب آن است كه ، وى در شرح اشارات و امثال آن ، راهى را كه حكما پيموده‌اند ، رفته و در تصحيح كلمات ايشان كوشش كرده ، و در تجريد و امثال آن به شيوهء متكلمان گام برداشته و به آيين آنان سخن گفته است . اما ، شرح پارسى كه بر كافى نوشته ، و موفق به اتمام آن شده است ، به نام الصافى فى شرح كافى است و شرح عربى آن را تا باب بيستم از كتاب طهارت ، به پايان رسانيده ، و آن را به نام : الشافى در شرح كافى ، ناميده است . ملا خليل ، به پيشنهاد وزير خليفه سلطان ، به شرح عربى كافى اقدام كرده است و پيش از آنكه در چگونگى شرح آن ، با وزير ، بپردازد ، شاه‌عباس ثانى وارد قزوين شد و ورود او مصادف با درگذشت وزير بود . شاه‌عباس از وى خواست تا كافى را به پارسى شرح كند و او هم در مدت بيست سال كه برابر با زمان تأليف كافى بوده است ، به شرح آن پرداخت و هر دو شرح ، ممزوج با متن بودن ، و آن كتاب بزرگى است ، كه در چندين مجلد تدوين شده است . ملا خليل ، در هر دو شرح به اقوال غريب و تصحيفات و تحريفاتى كه معمولش بوده ، پرداخته است . و اما دربارهء شرح عده‌اش بايد گفت ، آنچه بر
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 379 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني