چهارم : مظهر الغرائب كه مشتمل بر ده هزار بيت ، و شرح دعاى عرفه حضرت سيدالشهداست ، كه در روز عرفه انشاء فرموده است .
پدرم ، در روز عرفه در حج بيت اللّه با شيخ فاضل ميرزا محمّد استرآبادى مؤلف كتاب رجال ، ملاقات كرد و اين دعا در اختيار ميرزا بود ، و همچنانكه در موقف عرفات بودند ، به خواندن اين دعا پرداختند . پدرم به اطلاع ميرزا رسانيد كه اين دعا شايسته شرح است و مناسب آن است كه شما به شرح آن اقدام كنيد . ميرزا گفت ، من اين تقاضا را از شما دارم . پدرم شكستهنفسى كرد و اظهار داشت من از سواران اين ميدان نيستم ! ميرزا گفت ، چنان نيست بلكه شما براى شرح آن اهليت داريد ، و به شرح آن سزاوارتر از من هستيد .
پدرم گفت : تقاضاى ايشان را پذيرفتم و آنگاه كه از حج بيت اللّه وارد وطنم شدم ، تمام همت خويش را به شرح آن دعاى مبارك ، مصروف داشتم .
و آنچنانكه بايد و شايد در شرح آن دعا ، اسرار و علوم و معارفى را كه براى به دست آوردن آنها توفيق يافته بود ، موفق شد ، و همه را در آن كتاب گرد آورد . پس از آنكه شرح آن به اتمام رسيد نسخهاى از آن را براى ميرزا فرستاد . ميرزا از ديدن آن بسى به شگفت آمد و اين نسخه در كتابخانهء او بود ، تا وفات يافت و ازآنپس ، در اختيار وارثانش قرار گرفت .
دانشوران بزرگ ، نسخه كتاب را از پدرم گرفتند و استنساخ كردند « 1 » .
هامش
( 1 ) - اين كتاب را محدث نورى در مستدرك ، ذيل شرح حال سيد على خان حويزى ، ياد كرده و نوشته است : سبك آن به قال اقول است و هرگاه كلمه قال را آورده با توصيف ويژهاى كه از مقام ولايت حضرت سيد الشهداء كرده ، به شرح خود پرداخته است و در ضمن نومى و يقظتى ( خواب من و بيدارى من ) دو فقره خواب از وى ياد كرده است - م .