بيت اللّه مشرف شود . پس از اخذ اجازه همراه فرزندش خان ميرزا عازم بيت اللّه شد . هنگامى كه او و فرزندش و همراهانش به لباس احرام درآمدند ، گروهى از عثمانىها كه خود را به لباس اعراب بيابانى آراسته بودند ، بر آنها شبيخون زدند و او و فرزندش و جمعى از همراهانش را از پاى درآوردند .
ملا خداوردى بن قاسم افشارى
وى ، دانشورى شايسته و فاضل ، و در علم رجال استاد بود . خداوردى ، از شاگردان ملا عبد اللّه شوشترى و از معاصران سيد امير مصطفى ، مؤلف كتاب رجال بوده است .
« افشارى » به فتح همزه و سكون فا منسوب به افشار است كه قبيلهاى به نام از تركها مىباشد و بيشتر آنها ، هماكنون در آذربايجان در طرف قلعهء دمدم كه معروف به شهر اروميه است ، زندگى مىكنند .
از آثار اين دانشور ، كتاب زبدة الرجال است كه من نسخههايى از آن را در قصبه دهخوارقان تبريز و جاهاى ديگر مشاهده كردهام و بر برخى از آنها خط او را ديدهام ، و كتاب وى به اندازهء خلاصه علامه حلى است و مشتمل بر فوائدى است ، لكن ، در عين حال ، بيرون از اشتباه نيست .
خداوردى ، در تأليف اين كتاب تنها به ايراد نامهاى ممدوحان و ثقات بسنده كرده ، و خود حواشى بسيارى بر آن كتاب نوشته است .
امير خسرو فيروز بن شاهور ديلمى « 1 »
منتجب الدّين ، در فهرست مىنويسد : وى ، فاضلى عفيف النفس و راوى حديث بود .
هامش
( 1 ) - در نسخه مطبوعه شاهاور ديلمى طبرسى معرفى شده است و اصل لغت چنانكه در برهان قاطع آمده است يا شاهوار است ( بر وزن نامدار ) كه به معناى هر چيز خوب است كه لايق پادشاهان باشد و يا به معناى در بىهمتاست كه آن را در يتيم گويند و يا شاهورد است كه به معناى هاله و طوق اطراف ماه باشد و در نسخه حاضر شاهورد بوده كه دال آن را به مناسبت برخورد با دال ديلمى زائد پنداشته و در نسخه مطبوعه شاهوار بوده كه شاهاور ضبط شده است .