حلى به توسط پدرش ، از وى روايت كرده باشد ، بلكه خود او ، در طبقه علامه حلى بوده ، نه آنكه ابن رده ، شيخ پدر علامه باشد ، گذشته از اين به نوشتهء مؤلف امل ابن رده ، از فرزند صاحب مجمع البيان روايت مىكرده آرى ممكن است ، حسين بن رده ، جد حسين بن احمد رده بوده باشد .
و به زودى در نامبردارى ، از شيخ نصير الدّين عبد اللّه بن حمزة بن عبد اللّه ابن حمزة بن حسن بن على بن نصير الدّين طوسى ، خواهد آمد كه شيخ حسين بن رده ، از وى روايت مىكند .
با توجه به آنچه نوشتيم ، ابن ابى جمهور ، در اوايل غوالى اللآلى مىنويسد : پدر علامه ، از حسين بن رده روايت مىكرد ، و خود او از حسن ابن ابو على فضل بن حسن طبرسى ، از پدرش ابو على روايت مىكرده است .
از كتاب فرائد السمطين فى فضائل المرتضى و البتول و السبطين تأليف حموينى كه از علماى عامه ، و معاصر با علامه حلى بوده ، به دست مىآيد كه حموينى ، از شيخ سديد الدّين پدر علامه ، از شيخ امام فقيه فاضل مهذب الدّين ابو عبد اللّه ، حسين بن ابو الفرج بن رده نيلى ، از شيخ محمّد بن حسين بن على بن عبد الصمد تميمى ، از دو جدش ، از پدرشان على ، و از ابو على فرزند شيخ طوسى ، و هر دو تن ، از ابو جعفر طوسى روايت كرده است ، كه ابو العباس گفت : محمّد بن احمد بن حسن قطوانى . . . ما را خبر داد .
و از موضع ديگر كتاب حموينى ، استفاده مىشود شيخ مهذب الدّين حسين بن ابو الفرج بن رده نيلى ، از محمّد بن حسين بن على بن محمّد بن عبد الصمد ، از پدرش ، از جدش محمّد ، از پدرش ، از جمعى از اعلام ، از صدوق روايت كرده است .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٣٥