و طريق من به شيخ ابو جعفر بن بابويه بدين كيفيت است كه ما همگى مصنفات و اجازات او را از پدرم ، از سيد احمد بن يوسف بن احمد بن عريضى علوى حسينى ، از برهان الدّين محمّد بن محمّد بن على حمدانى قزوينى ، از سيد فضل اللّه بن على حسينى راوندى ، از عماد الدّين ابو الصمصام ابن معبد حسينى ، از شيخ ابو جعفر طوسى از شيخ مفيد محمّد بن محمّد بن نعمان ، از ابو جعفر محمّد بن على بن الحسين بابويه رحمه اللّه .
و به سند قبلى از ابو الصمصام ، از نجاشى به كتاب رجالش .
و به همين اسناد ، از شيخ ابو جعفر طوسى ، از ابو محمّد هارون بن موسى تلعكبرى ، از ابو عمرو محمّد بن عمر بن عبد العزيز كشى .
مؤلف گويد ، در اينكه شيخ طوسى بلاواسطه از تلعكبرى روايت كرده باشد خطاست . زيرا ، بهطورى كه از اجازات و از كتاب فهرست خود شيخ و مواضع ديگر برمىآيد ، شيخ طوسى با يك واسطه از تلعكبرى روايت مىكند .
باز گفته است ، « حلى » به كسر حاء بىنقطه و تشديد لام منسوب به حله سيفيه است ، كه در سرزمين عراق عرب واقع شده است و آن سرزمين را ازآنجهت سيفيه گفتهاند كه بنيانگذار آن سيف الدوله بوده است .
شيخ رضى الدّين على برادر علامه حلى در كتاب العدد القويه اظهار داشته است كه ، باروى حله سيفيه در 21 رمضان سال 500 هجرى بنيانگذارى شد و سال 501 هجرى سيف الدوله صدقة بن منصور بن على ابن دبيس در آن محل وارد شد . زمين حله پيش از آنكه به صورت شهرى درآيد نيزارى بود .
سيف الدوله تصميم گرفت تا آنجا را محل آرامش و آسايش مردم قرار بدهد ، بههمينجهت سال چهارصد و نود و پنج وسائل ساختمانى را فراهم آورد و در سال چهارصد و نود و هشت خندقى گرداگرد حله حفر كرد .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥٣٣