السيف أصدق أنباء من الكتب * فى حدّه الحدّ بين الجدّ و اللعب
بيض الصحائف لا سود الصحائف فى * متونهن جلاء الشك و الريب
و العلم فى شهب الارماح لامعة * بين الخميسين لا فى السبعة الشهب
ان الحمامين من بيض و من سمر * دلو الحياتين من ماء و من عشب
ان الاسود أسود الغاب همتها * يوم الكريهة فى المسلوب لا السلب
شمشير ، راستگوتر از كتابهاست و لبه تيز آن مرز حقيقت و مجاز است . صفحه سپيد شمشيرها بر خلاف صفحه سياه كتابها ، چنان روشن و آشكار است كه متون آن ، هرگونه شك و شبهه را بر طرف مىكند . دانش در پرتو نيزهها مىدرخشد ، و در ظرف دوهفته كار دشمنان را پايان مىدهد نه در ميان نشيب و فراز ستارگان هفتگانه .
همانا ، دو مرگ سپيد و گندمگون ، مانند دو دلوى هستند كه از آب و گياه دوگونه زندگى به وجود مىآورند . شيرها ، شيرهاى بيشهاند كه با همت خود در ميان معركه كارزار ، روح از بدنهاى دشمنان بيرون مىآورند و تنها به غنيمت گرفتن و لباس از اندام آنها بيرون آوردن ، اكتفا نمىكنند .
در قصيده ديگرى گويد :
اذ المرء لم يستخلص الحزم نفسه * فذروته للنائبات و غاربه
أعاذ لنا ما أحسن الليل مركبا * و أحسن منه فى المهمات راكبه
هرگاه ، آدمى از كمال احتياط برخوردار نشود مصيبتها و حوادث بر دوش او بالا مىرود . اى كسى كه ما را سرزنش مىكنى ، بايد بدانى كه ، شب بهترين مركب رهوار است و بهتر از آن كسى است كه ، براى وصول به مهمات ، سوار آن ، مىشود .
و در جاى ديگر گويد :
هامش
-اين الروية ام اين النجوم و ما * صاغوه من زخرف فيها و من كذب- م .