روزگار عهدهدار وزارت بودند ، او را مرثيه گفتهاند و همان چهار بيت شعرى را كه پيش از اين ترجمه كرديم ، در رثاى او آورده شده است .
برخى از دانشوران گفتهاند ، ابو تمام اشعر شعراى آن روزگار بوده و بحترى از شاگردان او به شمار است و متنبى سبك آنها را پيروى كرده است .
اكثر سرودههاى ابو تمام دربارهء سخنان حكمتآميز و اخلاق و آداب است و ديوان او در كمال خوبى و پسنديدگى است . و برخى از ارباب فضل بحترى را برتر از ابو تمام دانستهاند .
ابن رومى گويد : نظر من آن است كه ، بحترى در ستايشگرى و غزلسرايى مضامين ابو تمام را سرقت كرده و هركجا مضمون پسنديدهاى در كلمات بحترى به چشم مىخورد از همانهايى است كه ، ابو تمام در اشعار خود آورده است .
اشعار زير از سرودههاى ابو تمام است :
و ما هو الا الوحى أوحد مرهف * تميل ظباه اخدعى كل مائل
فهذا دواء الداء من كل عالم * و هذا دواء الداء من كل جاهل
هيچ شمشير تيزى مانند وحى وجود ندارد كه بتواند از كجرويها جلوگيرى نمايد . آرى وحى است كه مىتواند درد عالم را از نظر پىگيرى حقايق و درد جاهل را از نظر فراگيرى بهبود بخشد . و در ضمن قصيدهاى چنين سروده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - سيوطى ، در تاريخ الخلفا مىنويسد : سال 223 هجرى ، معتصم عباسى به كارزار با رومىها پرداخت و عموريه را فتح كرد و لشكريان رومى را به طورى از پاى درآورد كه تا آن تاريخ چنان كارزارى براى هيچيك از خلفا اتفاق نيفتاده بود خانهها را خراب كرد و آثار آنها را نابود ساخت سى هزار مرد را از پاى درآورد و سى هزار تن از آنها را اسير كرد پيش از آن كه وى به كارزار با آنها بپردازد ، منجمان طالع اين جنگ را نحس و او را از مبارزه با روميها بيم دادند ليكن او به سخن آنها اعتنائى نكرد و خود به نبرد با آنها پرداخت تا عموريه را فتح كرد و آن بيچارگى را براى روميان به بار آورد ابو تمام قصيده يادشده را به شكرانه اين فتح انشاد نمود و در ضمن بيتى به نادرستى گفته منجمان ، اشاره كرده و گفته :