بعدك أضحى الناس فى حيرة * عالمهم مشتبه بالعوام
لو لا الذى بين فى كتبه * لا شرف الدّين على الاصطلام
قد قلت للقبر الذى ضمه * كيف حويت البحر و البحر طام
عليك منى ما حدا سائق * او غرد القمرى الفا سلام
اندوه مرگ تو مرا بيچاره كرد ، و زيادى ناراحتى مرا از پاى درآورد و آتش اندوه باطنىام هرچه بيشتر شعلهور شد . اين اندوه و ناراحتى ازآنجا مرا به خود سرگرم كرد كه دريايى از علم را از دست دادم و بزرگى ، از ديدار من غايب شد كه ، گفتار و كردارش پسنديده بود و با كمال اطلاعاتى كه داشت فصل خصومت و داورى مىكرد .
مرادم ابو القاسم محقق است كه خورشيد بزرگوارى و پيشوايى و شير بيشه علم و فرهنگ بود . آنكس كه زمام دين به تدبير او بسته بود و چه نيكو آن را به نظام آورده بود . و در هنگام بحث همانند باز شكارى بود و فضلا در برابر او چون جوجه كبوترى به شمار مىآمدند . دين اسلام را با آثار خويش آشكارا ساخت و تاريكى و آلودگى را از آن بر طرف كرد . پس از تو مردم حيرتزده خواهند شد و دانا و نادانشان برابر خواهد گرديد .
اگر آنچه را در كتابهايش آورده ، نبود دين در معرض نابودى قرار مىگرفت . و خطاب به قبرش گفتم چگونه درياى بىكران را در آغوش گرفتهاى .
آرى ، تا ساربان براى شتران آواز مىخواند و تا قمرى در نواست ، هزاران درود و سلام بر تو باد .
5 - ابو الحسن جعفر بن حسين بن حسكه قمى
ابن حسكه از فضلا بوده و شيخ طوسى از او روايت مىكرده و خود او از ابن بابويه روايت داشته و علامه حلى در اجازاتش او را از مشايخ شيخ طوسى و از رجال شيعه نام برده است .