Skip to main content

تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي ) — Page 278

Contributors:

P.278
پس خود را بلباس پيچيده استراحت كنند تا عرق خشكشود واحتياط از هوا بسيار بايد نمود ومجموع آب چينى را در عرض شبانه روزى صرف كنند بعضي را گرم يا نبات وبى نبات وقدري سرو بجاى آب وقدري را طعام باو طنج نمايند وبايد أصلا آب درمدت خوردن چينى ميل نكند وبعد از فراغ بجاى آب چند در بايد عرق بيد مشك وگلاب وعرق گاو زبان وعرق رازيانه بحسب هر مزاجى بنوشند وقبل از يك هفته البتة آب نبايد خورد وبحمام نبايد رفت ودر اثناى خوردن چينى بجهة ضرورتي حمام جايز است بشرط سرعة خروج وهر چند أيام نخوردن آب زيادة باشد بهتر است ودر تعريق مراعاة بنيه وحالات شرط است بعضيرا هر روز جايز است وبعضى وقتي دون وقتي وهرگاه علة در عضوى بوده شامل تمام بدن نباشد هر روز همان عضورا بجاز چينى بدارند وچون خواهند كه معلوم كنند كه آب بنصف رسيده است يا نه بايد ثقبه در وسط سرپوش ديگ كرده بخمير مسدود كنند ونصف آب مقرر را با چوب چينى در ديگ ريخته چوبى باريك اندازه گرفته موضع اندازه را لثه پيچيده بعد از ان نصف ديگر آب بريزند وبعد از جوشيدن بقدريكه بوقت امتحان رسد آن چوب را از ثقبهء سرپوش فرو برده ملاحظه موضع لته پيچيده نموده از رطوبة وعدم رطوبة لته مشخص نمايند وبتجربه رسيده است كه چون يكمن شاه هيمهء خشك بقدر چراغى بسوزانند آب بنصف مىرسد وبايد هر روز ويك چوب چينى را از لاي واز درد مطبوخ سابق أو پاك كرده هر چه مضمحل نشده رنگش سياه نگشته باشد اضافهء چوب خنى لاحق نمايند كه باعث قوة آن مىگردد وبعضى فرموده اند كه بايد يكبار هر روز جوشيده آن را خشك كرده بار ديگر به دستور سابق جوشانيده بنوشند وباعتقاد وحقير آنكه اگر ورا بعد از فراغ خوردن چينى بجوشانند وبجاى آب وعرقها مدتي بنوشند در بعضي امراض مستحكمه بغاية نافع وبهتر از گلاب وساير عرقهاست ومدة ومدت پرهيز أقل آن دو ماه وأكثر يك سال ومتوسط شش ماه بايد ودر أيام پرهيز احتباب از لبنيات سواي روغن از جميع ترشيها وسبزيها وميوهاى تازه لازمست وشيرينى بافراط خوب نيست وتا چهل بوم جماع نبايد كرد واعراض نفسائى مثل هم وغم وغضب مفرط بغاية مضراست وانچه بخاطر قاطر مىرسد انستكه پرهيز بايد موافق علة ومزاج باشد چه محرور المزاج را شربت انارين وبعضى از بقول بارده وبر شير تا خفيف داده واصلا ضررى مشاهده ننموده بلكه باعث تعديل گشته بو بهترين أوقات استعمال أو مبرود المزاج را فصل بهار ومخرور أوسط پائيز است وساير خواص وأحوال چوب چينى در مفردات مذكور شد دستور آشاميدن چوب چينى بطريق قهوه جوشانيدن أو بطرقيست كه مذكور شد ومقدار أو تا هفت مثقال كافيست وآب أو تا نهصد مثقال كه بنصف رسد وهيمه تا پنج چهار يك تبريز آب را بنصف ميرساند وشروط به دستور يست كه مذكور گرديد از نخوردن آب ونرفتن حمام ونكردن حماع وأمثال آن ودرين دستور أصلا ضررى در هيچ مزاج مظنون نمىگردد وقلة مقدار وكثرت آن وكمى وزيادتى آن بحسب هر مزاج وهر علتي متفاوتست وكلية بايد در أيام شرب أو أصلا أب نخورد پس اگر آب زيادة ميل شود زيادة بايد گردد واگر كمتر خواهش كنند هيمه را زيادة بسوزانند تا آب كمتر از نصف بماند وقوتش قويتر گردد واگر مطلب كمي قوت وكثرت شرب باشد كمتر بجوشانند تا آب بيشتر بماند وقوتش كمتر باشد وأين قاعدهء عضميست بجهة توافق امزجه دستور نقوع چينى كه جهة محرور المزاج وخفقان وناقهين وتقوية اعضا وقوى وامزجهء أطفال وتقوية اعضا نافع است ودر فضل گرمى هوا موافق چوب چينى را از يك مثقال تا هشت مثقال بايد سوهان نمود ودر عرقهاى مناسبه وادويهء موافقه سه شبانه روز در شيشه وأمثال آن خيسانيده وكرر برهم زد پس صاف نموده نوشيد هر گاه جهة خفقان حار وامزجه وامراض حاره باشد با صندل سفيد وگشنيز خشك وگلسرخ بالسوية بقدر چينى در گلاب يا عرق نيلوفريا عرق بيد مشك وعرق گاو زبان ارچهل پنج مثقال تا نود مثقال بخيسانند وبا اشربهء مناسبه در هر امرى بنوشند وهمچنين هر گاه بجهة علة عضوى دهند بادواى مناسب آن عضو بخيسانيد وهر چه بعد از سه روز صاف كرده باشند جرم أو در آبسه يا عرق مناسب بقدر ضرورة خيسانيده بجاى آب در أيام شرب لقوع بنوشند وقدر چينى بجهة أطفال از يك مثقال تا چهار مثقال وغير أطفال از چهار مثقال تا هشت مثقال باشد دستور حلواى چينى چوب چينى از تافته گذارنيده با نشاسته با شيرهء برنج وشكر وروغن تازه حلوا ترتيب دهند واگر تسخين مطلب باشد دارچينى وزر نباد وتخم ففر گنجشك وأمثال آن قدرى اضافه كنند وبايد از جرم چينى قدر هر شربتى زيادة از سه مثقال نباشد واستعمال جرم أو جهة صاحب سدهء احشا مضر است ونفعى كه در چينى متصور است با آب اوست وانسب انستكه قدرى معتدبه أو را كوبيده سه روز خيسانيده بجوشانند وحلوا را با آب أو ترتيب دهند ودر معاجين عسل نمعجون را با آب أو بقوام آورده جرم أو را استعمال ننمايند وحقير مشاهده نموده كه جمعى بجهة نفع عاجل از جرم أو را استعمال نموده بقدرى نتفع شدند اما از احداث سدد غافل وبعد از مدتي بنكال أو رسيدند وسفوف أو جهة رطوبة مفرط معده واسهال بلغمى نافعست دستور اشاميدن حشبه در تشخيصات مذكور شد كه عشبة النار ياسمين بريست وچون مغربى از أو قويتر است لهذا در انيز مان آشاميدن آن قسم بطريق مخصوص متعارف شده است استعمال آنكه هر روز پنج مثقال را بقدر جوجى ريزه كرده با گلاب وعرق بيد مشك وعرق رازيانه از هر يك نود مثقال يكشب