Skip to main content

تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي ) — Page 277

Contributors:

P.277
اضافه نمايند وكيسه را بقوة تمام بدست ماليده ودر آب گرم يا آب طبيخ باقلى بيفشارند تا مثل بستر از كيسه تراوش كند آنگاه ته نشين أو را خشك كرده استعمال نمايند دستور حل طلق بايد ترب را سوراخ كرده مثل أنبوبه جوف آن را خالى نموده واز طلق محلوب مملو ساخته دهن أنبوبه را بپارهاى ترب مسدود كنند ودر زير سرگين تازه سه روز گذارند پس محلول أو را آب سفيدى مشاهده نمايند اتخاذ رب بنفشه جهة اصلاح بيوست افيون وغيره افعال بايد آب معصور تازهء آن را در سايه خشك كنند وبه دستور هر گاه تازهء آن نباشد بنفشهء وخشكرا خيسانيده چنانكه مذكور شد آب درا خشك كنند وهمچنين است اتخاذ رب گلسرخ وأمثال أو وأين از تصرفات حقير است ودر غاية خوبى عمل وآثار وقلة مقدار شربت است فصل پنجم در اصلاح بعضي ادويه وحفظ بعضي از آن واصلاح دبق بعد از آنكه دانه آن را بيرون كرده باشند در هاون با قدرى روغن زيتون وأمثال آن مخلوط نموده ساير ادويه را اضافه نمايند وباين دستور است اصلاح مجموع ادويهء شيرهء دار چسبنده وهر گاه بادوائى كه أو را تربيت كنند مغزها داشته باشد با مغزها بكوبند وبهترين مغزها جهة دبق مغز دانه بيد انجير است اصلاح بلادر را قطع نموده وبا تبرى آهنى بسيار گرم أو را بيفشارند تا عسل أو جدا شود وبا روغن گاو بجوشانند واستعمال كنند ودر دواء اتستة وغيره كه پوست بلا در داخل مىشود بايد جهة اخراج عسل مبالغه نموده دست را بروغن كردگان چرب كنند تا دست را جراحت نكند اصلاح مازريون تازهء بزرگ ورق أو را دو شبانه روز در سركه خيسانيده سركه را تغيير دهند تا سه مرتبه بعد از آن باب شسته در سايه خشك كنند ودر حين استعمال مبالغه در سحق نبايد كرد وبا كثيرا وروغن بادام شيرين استعمال نمايند اصلاح شبرم بايد نكوبيده يك شبانه روز در شير خيسانيده در عرض آن سه بار شير را تغيير داده خشك نموده هر گاه جهة أو رام وسدد احشاء وماء اصفر واسهال بلغم وسودا استعمال نمايند بعد از پرورش بيشتر سه روز ديگر در آب كاسنى وآب عنب الثعلب وآب رازيانه بخيسانند وخشك كنند وبا قوابض سرفه استعمال أو جايز نيست اصلاح ادويه جهة نشاط مانند بيخ شبيى وبيخ شوكران وأمثال آن كه در غايت بپوشند وبا سميت ميباشند بايد بعد نيمكوب كردن سه شبانه روز در شير خيسانيده ومكرر تجديد شير نمود پس خشك كرده در روغن بادام وروغن تخم كدو وروغن پسته يك هفته پرورده واگر آنچيز خار باشد يا روغنهاى بارده وباردار در دروغنهاى حار پرورده كنند وبا مغزهاى مناسبه مخلوط نمايند طريق ديگر كه معمول حقير است وبيغايله مشاهده نموده انست كه ادويهء مكيفه را بعد از آنكه دو سه روز در آب يا عرقهاى مناسبه خيسانيده باشند بجوشانند وآب أو را جهة معاجين با عسل بجوشانند تا بقوام رسيده ادويه آن معجونرا بااو بسرشند وهرگاه در حبوب استعمال كنند بايد با بعضي از ادويهء آن كه از جوشيدن رفع قوة آن نگردد بجوشانند تا همه آبها را جذب كند انگاه با ساير ادويه سرشته حب سازند دستور حفظ زهرهء حيوانات كه متعفن نگردد وبايد محل قطع ومجراى آن را بخياطه محكم بست ودر شيشه كه عسل آن را بپوشاند انداخته نگاهداشت دستور حفظ پيه ومغزهاى حيوانات كه متعفن نگردد بايد بعسل چند روز انداخت وبعد از آن شسته خشك كرده در لتهء كتاني پيچيده درسايه آويخت وبه دستور هر گاه در ظرف قلعى ضبط كنند متعفن نمىگردد وسرز حفظ ساير ادويهء بعضي را با هم جمع بايد نمود تا موجب بقاى أو باشد مثل كافور وفلفل وبرادهء آهن با آهن ربا وتخم مرغ را با نمك وساذج وزنجبيل ومعدنيرا با غير جنس أو نبايد جمع نمود وعصاراة وصموغرا در ظرف قلعى ونقره نگاهدارند وعرقها ومياه حاره را در شيشه ضبط كنند يا در ظرف بزحج ومجموع أوراق وبيخها وگلها را از جاى نمناك وافتاب تند دور بايد داشت وظرف قلعى جهة روغنها وأكثر ادويهء مفرده ومركبها بهتر است طريق دويم در دستور اعمال بعضي از ادويه بطريق استعمال چوب چينى وآن بچندين نهجست يكى با تعريق وامراض مزمنه وتحليل رياح ومواد غليظه مستعملست ديگر بطريق قهوه وأين در أكثر امزجه موافق وبيغايله است ودر هيچ مزاجى مضر نيست ديگر نقوع وحلوا وسفوف اوست وهر يك مذكور مىشود مخفى نماناد كه آنچه بتجربه رسيده است دواى مفردى در هيچ باب بنفع چوب چينى مشاهده نكشته چه حقير نديده كه قسمي از اقسام أو موفق حالي از أحوال نباشد واينكه در بعضي مزاج وبرخى امراض مضر دانسته‌اند از عدم مراعاة تهج مناسب آن علة خواهد بود چه نحفا ومحرور المزج را تعريق واستعمال شيرينيها وادويهء حاره مضر است ومبرور را تبريد وكثرت آن باقلة مقدار چوب چينى وصاحب سده احشا را جرم أو ونخوردن نمك از وجهة پسنديده نيست چه ترك عادت غير معتاد واعتياد بغير معتاد مثل شيرينى وادويهء با فراط را لازم دارد پس اگر امراض مزمنه باشد ترك نمك أولى است والا تقليل بايد نمود اما دستور استعمال أو با تعريق چنان است كه بعد از ثقيه بدن هر روز هشت مثقال تا ده مثقال أو را بسيار باريك ورق كرده بايكمن ونيم بوزن شاه آب كه هزار هشتصد مثقال باشد در ديگ سنگ يا سفال يا مس بسيار قلعى كه دامن أو را بخمير گرفته باشند باتش نرم بجوشانند تا بنصف رسد پس بر روى كرسي نشسته أطراف خود را بلحاف پوشيده ديگر را در زير كرسي دهن بگشايند تا بخار أو ببدن رسد ومحل تنفس بايد بيرون لحاف باشد تا باعث غشى وخفقان وكرب نگردد وسه پياله از آب أو در انوقت بهمان گرمى بنوشند
تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي ) — Page 277 | محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )