و « ابن مردويه » مىگويد : « حكم بن ابى العاص » از كسانى بود كه ميان مردم اختلاف و تفرقه مىانداخت .
[ همان كتاب 4 / 481 ] به سند خود ، از « عمرو بن مرّه جهنى » - كه يكى از صحابهء پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله است - نقل مىكند كه در يكى از روزها ، « حكم بن ابى العاص » به خانه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آمد و اجازهء ملاقات خواست . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله كه صداى درخواست او را شنيد ، فرمود : به او اجازه دهيد داخل شود ؛ خدا او و هر كسى را كه از صلب او به دنيا مىآيد ، لعنت كند ، مگر مؤمنين آنها را كه البته بسيار اندك هستند . اينان در دنيا بزرگ مىشوند و در آخرت هيچگونه مقام و منزلتى ندارند . اينان همواره دست به مكر و خدعه دراز مىكنند در دنيا به آنها چيزى اعطاء مىشود ولى در آخرت نصيبى ندارند ! « حاكم » مىگويد : اين حديث از اسناد صحيح برخوردار است .
مؤلف گويد : « متقى » در [ كنز العمال 6 / 89 ] حديث مورد بحث را نقل كرده و اضافه مىكند : « ابو يعلى » ، « طبرانى » ، « بيهقى » و « ابن عساكر » هم آن را نقل كردهاند .
[ همان كتاب 4 / 481 ] به سند خود ، از « عبد الله بن زبير » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، « حكم » و فرزندش - « مروان » - را لعنت كرده است . آنگاه گفته اين حديث صحيح است . سپس مىگويد : كسى كه در طلب علم حديث برمىآيد بايد بداند احاديث باب حاضر به حدّى است كه ما بيش از يك سوّم آن را بيان نكردهايم . نخستين فتنهاى كه در اين امت بوجود آمد ، فتنهء « حكم » و پسرش بود .
من با خداى خود عهد بستهام كه در معرفى چهره پليد اينها كوتاهى نكنم و در كتابهايم آنها را ذكر نمايم .
[ كنز العمال 6 / 90 ] حديثى از « يحيى نخعى » روايت كرده است ، در برخوردى كه « مروان » با امام حسن مجتبى عليه السلام داشت ، امام حسن عليه السلام با خشم
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 307
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٠٧