تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
نگاه مىكرد و مىگفت : اى خاك ! روزى كه به خون تبديل گردى آن روز ، روز عظيمى خواهد بود . « ابن حجر » در همان باب ، حديث مزبور را از « عايشه » ، « زينب بنت جحش » ، « ام فضل » دختر « حارث » ، « ابو امامه » ، « انس بن حارث » و ديگران ، روايت كرده است . مؤلف گويد : « هيثمى » در [ مجمع 9 / 189 ] و « طبرانى » هم آن را نقل كرده‌اند . [ ذخائر العقبى ص 147 ] از « ام سلمه » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، مشاهده كردم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست بر سر حسين عليه السلام مىكشيد و مىگريست . عرض كردم : علت گريهء شما چيست ؟ در پاسخ فرمود : « جبرئيل » به من اطلاع داد كه اين فرزندت ، در سرزمينى به نام « كربلا » به شهادت مىرسد و مشتى هم از خاك سرخفام آن را به من داد و اظهار داشت كه اين خاك ، از تربت همان قتلگاه است . آنگاه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مشت خاك را به من داد و فرمود : هرگاه اين خاك ، به صورت خون درآمد ، بدان كه او به شهادت رسيده است . « ام سلمه » گفته است كه آن خاك را در ميان شيشه‌اى ريختم و آن شيشه در نزد من بود با خود مىگفتم روزى كه اين خاك به صورت خون درآيد ، روز بزرگى خواهد بود . « ملا » اين حديث را در « سيره » آورده است . [ صواعق محرقه ابن حجر ص 115 ] پس از آنكه به قصهء « ام سلمه » و شيشه‌اى كه در آن خاك بود ، اشاره كرده است ، مىنويسد : در روايتى از « ام سلمه » نقل شده است : روزى كه حسين عليه السلام شهيد شد ، به آن شيشه نگاه كردم ، ديدم آن خاك به شكل خون درآمده است . در روايت ديگرى آمده است : « جبرئيل » به رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خاطرنشان ساخت كه آيا مىخواهيد تربت او را به شما نشان دهم ؟ پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرى ! جبرئيل ريگهاى ريزى را بحضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم كرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آنها را در ميان شيشه‌اى ريخت و به « ام سلمه » سپرد . شبى كه فرداى آن ،
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 271 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى