همين طاقت نياوردم و بىاختيار گريستم .
مؤلف گويد : « ابن حجر » اين خبر را در [ تهذيب التهذيب 2 / 347 ] و « متّقى » در [ كنز العمال 7 / 105 ] نقل كردهاند و « متّقى » مىنويسد : « ابن ابى شيبه » ، « ابو يعلى » و « سعيد بن منصور » آن را نقل كردهاند . و « هيثمى » هم در [ مجمع 9 / 187 ] ، « بزّاز » و « طبرانى » هم متعرضاند و رجال حديث از ثقاتاند و مورد اعتماد مىباشند .
[ اسد الغابة 4 / 169 ] در شرح حال « غرفه ازدى » ، مىنويسد : « ابو صادق » از وى روايت مىكند كه « غرفه » از اصحاب پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و از اصحاب صفّه به شمار مىآمد و كسى است كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله براى او دعا كرد و از خدا خواست تا در كسب او بركت عنايت فرمايد . او مىگويد : در خصوص كار و شأن حضرت على عليه السلام شكى در دلم ايجاد شده بود ، ولى با اين همه ، با ايشان بسوى صفّين حركت كرديم تا به محل « شاطىء الفرات » رسيديم . حضرت امير المؤمنين على عليه السلام از راهى كه مىرفتيم به راه ديگر توجه كرد و در محلى كه نمىدانستيم كجاست ، توقف فرمود . ما هم در اطراف آن حضرت توقف نموديم . حضرت على عليه السلام با دستش اشاره كرد و فرمود : اينجا همان محل ، خيمه و منزلگاهشان است ، در اينجا سواركارانى از مركبهاى خود فرود مىآيند و منزل مىكنند . اينجا محلى است كه خون آنها ريخته مىشود . پدرم فداى كسى كه در آن روز در زمين و آسمان ياورى جز خدا ندارد ! راوى گويد : هنگامى كه امام حسين عليه السلام شهيد شد ، به قتلگاه حسين عليه السلام آمدم و براى من ثابت شد كه آنچه را على عليه السلام در آن روز فرموده بود ، خطا نبوده است . از خداى تعالى نسبت به آنچه از من سر زده بود و شك و شبههاى كه داشتم ، آمرزش خواستم و دانستم كه على عليه السلام به هيچ كارى اقدام نمىكند مگر آنكه پيش از آن براى انجام آن ، تعهدى برقرار كرده و طبق تعهد خويش رفتار نموده است .
[ كنز العمال 7 / 106 ] به سند خود ، از « شيبان بن مخرم » نقل كرده است
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 257
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٥٧