باب هفتم شب قدر از هزار ماه كه مدت حكومت بنى اميّه مىباشد ، بهتر است
[ صحيح ترمذى جلد دوم ] در ابواب تفسير قرآن در ضمن تفسير سورهء قدر ، به سند خود ، از « قاسم بن فضل حمدانى » از « يوسف بن سعد » روايت مىكند كه پس از آنكه امام حسن عليه السلام با معاويه صلح كرد ، مردى با آن حضرت ملاقات نمود و گفت : چهرهء مؤمنان را تيره ساختى ! ( و يا گفت : اى سياه كنندهء چهرهء مؤمنان ! ) امام حسن عليه السلام در پاسخ او فرمود : خدا تو را بيامرزد ، مرا سرزنش مكن ، چرا كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در عالم رؤيا مشاهده كرد كه بنى اميّه بر منبر آن حضرت بالا مىروند ، از كار آنها ناراحت شد و بلافاصله * ( إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ) * نازل شد كه اى محمد ! كوثر نام نهرى است در بهشت كه خداى تعالى به تو اعطا مىفرمايد .
و در همين خصوص اين آيات نازل شد : * ( إِنَّا أَنْزَلْناه فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ) * به دنبال نزول آيات شريفه خطاب به من گفت : اى محمد ! شب قدر ، ارزندهتر و مهمتر از هزار ماهى است كه بنى اميّه بر مردم حكومت مىكنند .