باب پنجم بىلياقتى « معاويه » و آنچه در اين خصوص بيان شده است
[ اسد الغابه ابن اثير 4 / 387 ] در شرح حال « معاوية بن صخر » كه همان « معاوية بن ابى سفيان » است ، مىگويد : « عبد الرحمن ابزى » از « عمر » روايت مىكند كه براى تصدّى خلافت ، اهل بدر صلاحيت دارند كه از آنها كسى باقى نمانده است و پس از ايشان شركت كنندگان در احد ، شايستهء اين موقعيتاند كه از آنها هم كسى زنده نيست . پس از اينها ، فلان و فلان است كه از آنها به غير از طلقا و يا فرزندانشان كه قابل توجه باشند به نظر نمىآيد .
مؤلف گويد : « ابن سعد » اين حديث را در [ طبقات 3 / قسم 1 / 248 ] روايت كرده است .
[ استيعاب ابن عبد البرّ 2 / 402 ] در ذيل شرح حال « عبد الرحمن بن غنم اشعرى » ، مىنويسد : وى بر اثر آنكه بيشتر اوقات را با « معاذ » به سر مىبرد به نام « صاحب معاذ » شهرت داشت و از « عمر بن خطَّاب » هم سماع حديث نموده