دو سيد جوانان بهشتاند و پدرشان از خود آنها بهتر و والامقامتر مىباشد .
مؤلف گويد : « متقى » در [ كنز العمال 6 / 220 ] اين حديث را متذكر شده است و مىگويد : « طبرانى » اين حديث را از « قرّه » و « مالك بن حويرث » روايت مىكند .
[ كنز العمال 6 / 220 ] چنين نقل كرده است : حسن و حسين عليهما السّلام دو سيّد و سرور جوانان اهل بهشتاند . و گفته است كه « طبرانى » اين حديث را از « عمر » و على عليه السّلام و از « جابر » و « ابو هريره » روايت مىكند . و « طبرانى » در « الاوسط » از « اسامة بن زيد » و از « براء » و « ابن عدى » از « ابن مسعود » روايت مىنمايد و در صفحه 220 چنين آورده است : هر كس كه با نگاه كردن به سيماى سرور و سيد جوانان اهل بهشت خوشحال مىگردد ، پس به حسن بن على عليه السّلام بنگرد . « ابو يعلى » اين حديث را از « جابر » نقل كرده است .
[ همان كتاب 6 / 221 ] چنين نقل كرده است : فرشتهاى از فرشتگان آسمان كه تاكنون مرا زيارت نكرده و به ديدارم نيامده بود ، از خدا اجازه خواست تا به ديدارم بيايد . پس از ملاقات به من مژده داد كه فاطمه عليها السّلام سرور زنان امت من مىباشد و حسن و حسين عليهما السّلام هر دو سرور جوانان اهل بهشتاند . « طبرانى » و « ابن نجار » اين حديث را از « ابو هريره » روايت كردهاند .
مؤلف گويد : « نسائى » حديث مزبور را در [ خصايص ص 34 ] پس از ذكر سند و اتصال آن به « ابو هريره » ، چنين آورده است : « ابو هريره » گفت كه در يكى از روزها ، رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله براى نماز ظهر به مسجد تشريف نياورد و هنگام نماز عشاء كه به مسجد آمد ، گفتيم : يا رسول اللَّه ! چه پيشآمدى امروز رخ داده بود كه از ديدارتان محروم شديم ؟ فرمود : همانا يكى از فرشتگان آسمانى كه تاكنون به ديدارم نيامده بود ، از خدا اجازه خواست و به ديدارم نايل آمد و گزارش اجازه خواستن خود را به من داد و مژده داد كه فاطمه عليها السّلام ، دختر من ، بزرگ و سرور زنان
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 147
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٤٧