خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ملاقات خصوصى نداشتهاى ؟ گفتم : آرى ، مدتى است كه اين توفيق دست نداده است . مادرم از شنيدن اين پاسخ ناراحت شد . گفتم : اجازه بده امشب پس از اداى نماز مغرب با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، پيغام تو را به عرض آن حضرت تقديم بدارم و براى خود و تو ، از ايشان التماس دعا نمايم . آن شب به مسجد رفتم و پس از نماز مغرب ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نماز را سلام گفت و بلافاصله به نماز پرداخت تا آنكه نماز عشاء را به پايان آورد و بلادرنگ از مسجد خارج شد . پشت سر حضرت حركت كردم ناگهان صداى مرا شنيد و فرمود : حذيفه تو هستى ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : چه مىخواهى ، خداى تعالى تو و مادرت را بيامرزاد ! آنگاه فرمود : فرشتهاى كه تاكنون به زمين نيامده بود . از خداى تعالى درخواست كرد تا به من سلام كند و مژده دهد كه فاطمه عليها السّلام سرور زنان بهشت است و حسن و حسين عليهما السّلام سرور جوانان بهشتاند .
مؤلف گويد : « احمد حنبل » اين حديث را در [ مسند 5 / 391 ] ، « ابو نعيم » در [ حلية 4 / 190 ] ، « ابن اثير » در [ اسد الغابة 5 / 574 ] و « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 217 ] آوردهاند و « متقى » گفته است : « رويانى » و « ابن حبّان » در « صحيح » از « حذيفه » روايت كردهاند و در [ 6 / 218 ] مىگويد : « ابن عساكر » از « حذيفه » و در [ 7 / 102 ] گفته است كه « ابن جرير » از « حذيفه » روايت كرده است و « حاكم » در [ مستدرك 3 / 381 ] فقط نامى از حسنين عليهما السّلام برده است و گروه ديگرى از محدثان - كه ذكر آنها موجب تطويل است - حديث مزبور را نقل كردهاند .
[ صحيح ابن ماجه ] در باب فضائل اصحاب پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، به سند خود ، از « ابن عمر » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشتاند و پدرشان از خود آنها بهتر است .
مؤلف گويد : « حاكم » اين حديث را در [ مستدرك 3 / 167 ] نقل كرده است .
[ مستدرك 3 / 167 ] به سند خود ، از « زرّ » از « عبد الله ( مسعود ) » روايت
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 144
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٤٤