تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : حسن و حسين دو سيد و سرور جوانان اهل بهشتاند و پدرشان از آنها بهتر است . مؤلف گويد : « ابو نعيم » اين حديث را در [ حلية 5 / 58 ] روايت كرده و به نام حسنين عليهما السّلام اكتفا كرده و ادامه حديث را كه پدرشان از خود آنها بهتر است ، اشاره نكرده است . [ حلية الاولياء ابو نعيم 4 / 139 ] به سند خود ، از « ابراهيم بن يزيد تيمى » از پدرش نقل مىكند كه در يكى از روزها ، على بن ابيطالب عليه السّلام زره خودش را كه گم كرده بود در دست يكى از يهوديان ديد و شناخت كه زره خودش مىباشد ، به او فرمود : اين زره من است كه ناخودآگاه از پشت شتر اروقم به زير افتاده است . يهودى گفت : چنين نيست بلكه زره از آن من است و در اختيارم مىباشد . يهودى اضافه كرد كه قضاوت آن به عهدهء قاضى مسلمانان است . على عليه السّلام و يهودى نزد « شريح قاضى » رفتند ( تا آنجا كه ) « شريح » گفت : يا امير المؤمنين ! راست مىفرمائى زره از آن شماست . و ليكن براى اثبات حقانيت خود بايد دو شاهد بياورى . حضرت على عليه السّلام حسنين عليهما السّلام و « قنبر » را براى شهادت حاضر كرد و شهادت دادند كه زره از آن امير المؤمنين عليه السّلام است . « شريح » گفت : گواهى « قنبر » كه آزاد شدهء شماست ، پذيرفته است ؛ ليكن شهادت دو فرزندتان از نظر من قابل قبول نمىباشد ؟ ! حضرت على عليه السّلام فرمود : مادرت به عزايت بنشيند مگر از « عمر بن خطَّاب » نشنيدى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىفرمود : حسن و حسين عليهما السّلام دو سيّد و سرور جوانان اهل بهشتاند . « ابو نعيم » گفته است كه اين حديث را فرزندان « شريح » از خود او ، و « شريح » هم از على بن ابيطالب عليه السّلام شنيده و روايت كرده‌اند . پس از اين ، « ابو نعيم » حديث مزبور را به طريق ديگر در صفحه 140 با اختلاف لفظى ذكر كرده است . [ تاريخ بغداد خطيب بغدادى 1 / 140 ] به سند خود ، از على عليه السّلام