مسئلتى و منجع طلبتى » ؛ آرى ، خدا سؤال مرا مىشنود و مىپذيرد و درخواست مرا جامهء عمل مىپوشاند ، « فمن زحزح عن تعذيب ربّه جعل في جنّته بقربه و خلَّد في قصور مشيّدة و ملك حور عين و حفدة » ؛ اينك كسانى كه از شكنجهء خدا در امانند ، در بهشت خدا و در كنار او قرار دارند و همواره در كاخهاى عظيم و استوار زندگى مىكنند و حور عين و غلمان ، خدمتكارى آنها را به عهده دارند ،
« و طيف عليه بكؤس و سكن حظيرة قدس في فردوس » ؛ فرشتهها و حور عينها جامهاى شراب به آنها مىآشامانند و در باغ سرسبز در بهشت جاويد به سر مىبرند ، « و تقلَّب في نعيم و سقى من تسنيم » ؛ در بهشت همواره در نعمت به سر مىبرند و از شراب خوشگوار بهشت مىآشامند ،
« و شرب من عين سلسبيل قد مزج بزنجيل » ؛ از چشمه سلسبيل كه آب آن آميخته با آب زنجبيل ( نهرى است در بهشت ) است مىآشامند ،
« ختم بمسك و عنبر » ؛ چشمهاى كه با مشك و عنبر مهر شده است ،
« مستديم للملك » ؛ همواره در اختيار كسى است كه مالك آن باشد ،
« مستشعر للشعور يشرب من خمور » ؛ شرابهائى مىآشامد كه هيچگاه آزارى به او نمىرساند و عقلش را زايل نمىسازد ،
« في روض مغدق ليس ينزف في شربه » ؛ در باغهائى كه آبهايش همواره روان است و هيچگاه كاسته نمىشود ،
« هذه منزلة من خشى ربّه و حذّر نفسه » ؛ اينست موقعيت و مقام آن كسى كه از پروردگارش بهراسد و جانش را از بلاى نافرمانى در حذر داشته باشد ،
« و تلك عقوبة من عصى منشيه و سوّلت له نفسه معصيته » ؛ و آنست پاداش كسى كه نافرمانى كند و نفس ، او را به نافرمانى بخواند ،
« لهو قول فصل و حكم عدل » ؛ آرى اينست گفتارى كه حد و فاصل ميان باطل و حق است و فرمانى است كه بر زير بناى دادگرى استوار گرديده است ،
« خير قصص قصّ و وعظ نصّ » ؛ آرى آنچه گفته است نيكوترين قصههائى است كه آورده شده و بهترين اندرزى است كه بيان شده است ،
« * ( تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ) *
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 73
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٧٣